درود بر تو :
عشق براي تمام عمر
پيرمردي صبح زود از خانهاش خارج شد.. در راه با يك ماشين تصادف كرد و آسيب ديد. عابراني كه رد ميشدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان كردند. سپس به او گفتند: « بايد ازت عكسبرداري بشه تا جائي از بدنت آسيب نديده باشه»
پيرمرد غمگين شد، گفت عجله دارد و نيازي به عكسبرداري نيست. پرستاران از اول دليل عجلهاش را پرسيدند. پيرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است.
هر صبح آنجا ميروم و صبحانه را با او ميخورم. نميخواهم دير شود!
پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر ميدهيم. پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد.چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نميشناسد!
پرستار با حيرت گفت: وقتي كه نميداند شما چه كسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او ميرويد؟
پير مرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت: اما من كه ميدانم او چه كسي است …!
«قابل توجه همسران، هم خانه ها، مدعیان عشق… انسان دوست»
این اصل تنها در مورد زن و شوهر ها مصداق نداره عزیزم. در اوقاتی که حتا دوستان برای یکدیگر احساس دلتنگی میکنند نیز با خرید یک شاخه گل به دیدن دوستشان بروند و یا زادروزش را شاد باش بگویند، امروزه که علم اینقدر پیشرفت دارد پس میشود با ارسال یک نامه “ایمیل”نیز مهر و محبتت را به کسی که دوستش داری برسانی.
«نقاشی که چند سال پیش به یاد و توصیه دوست کشیدم»
تا درودی دگر بدرود![]()


درود
بسیار جالب بود
موفق باشی بانو
فراموشم نکن فراموشت نخواهم کرد
تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد
حکایت لطیفی بود و اینها همان نکته های زیبای زندگیند
هوم مرسی خاله جان درست است… عشق رای تمام عمر است…زیبا بود و دلنشین
سلام شهلای عزیز
اول از همه بخاطر تاخیرم عذرخواهی می کنم . آخه شوهرم این دو سه روزه خونه بوده و وقتی اون خونه است کامپیوتر در انحصار و سرقفلی اونه و فقط برای خوردن شام و ناهار اونهم بزور میاد. حالا امروز رفته سر کار و ما هم از غیبت ایشان استفاده کرده تا سری به دوستان بزنیم . دیر رسیدم اما دو تا پست خیلی قشنگ و خوندنی رو با هم خوندم . دستت درد نکنه که خیلی قشنگ می نویسی . من که خیلی از وبلاگت خوشم اومده . امیدوارم که همیشه سالم و شاد باشی .
سلام
مطلب خيلي جالبي بود درسته قابل توجه بعضي ها …….