درود بر تو :
مسائلی که برایت پیش می آیند را چگونه و تا چه حد می توانی در ذهنت نگهداری؟ همانی که دلت میخاسته را سریع به یاد میاوری!![]()
از خودم برایت بگویم، چند سالیست که خاطرات بد را «گذاشتم و از رویشان گذشتم» تا بلکه به احساسات زخمی شده ام بیش از این نیشتر نخورد.
به هیچ چیز بد فکر نکردن، باعث شد تا در این میان بسیاری از خوبهایش نیز دچار فراموشی بشوند. به زیبان ساده تری باید گفت:
“فکر نکردن با فراموش کردن برابر شد”
در خیلی از موارد زندگی مانند گیج ها با فراموش کردن حتا یک واژه مثل منگ ها از بیان حرفی ناتوان شده و به قول خارجی ها دچار -بلَــک آوت- «فراموشی ثانیه ای و زودگذر»میشوم ، اصلن ذهنم برای یادآوری آن موضوع یا حتا واژه مورد نظر، کمکی بهم نمیرساند.
نا گفته نماند که برخی از آدمهایی که به نظر بنده عاقل، حسابگر، جوان و فهیم بودند نیز دچار این فراموشی شدند و با من ابراز هم دردی میکنند!!!؟ خوب من اوایل میگذاشتم به حساب “ام اس” لعنتی که همه چیز را از من دور کرده، ولی زمانی که این موضوع را با دیگران مطرح میکنم می بینم ایشان نیز مانند من و شاید بد تر از من شدند.
مثلن هفته پیش زیدی میهمانم بود و از این مسئله گله مند و میگفت شهلا نمیدونم با من چه شده که اینقدر فراموش کار شده ام!؟
با بهترین دوستم که در این مورد حرف میشه او نیز همین را میگوید، دیروز با دوستی از ایران حرف میزدم و ایشون نیز از این مورد فراموش کاری گله مند و به من میگفت نه عزیزم من از تو بدترم. خلاصه خیلی ها انگار یه جورایی فراموشی مفرط را دچار شده اند.
به هیچ کمکی مانند مثلن دکتر روانکاو نیز هیچ تکیه ای نمیتوان کرد، کتاب روان شناسی خریدم ولی اینها را توضیح واضحات میپندارم، چونکه ایشان نیز مانند من انسانند!!! آیا راه ما اهل فراموشی به کجا میرسد ؟درست میگم یا درست میگم؟![]()
یک دوست (همدرد) به من میگفت این خیلی بد است و خطر مبتلا شدن به ” آلتزهایمر”تهدیدت میکند.
این هم حرفی از مادر عروس
در آخر راه ما فراموش کاران به کجا می انجامد!؟ امید که به جاهای خوب برسیم![]()
تا درودی دگر بدرود


اول بگم اول(چشمک)
و اینکه منهم بعضی اوقات دچار این مسئله میشوم
ولی معمولن راجع به چیزهائی که به تازگی اتفاق می افتد ولی شوربختانه
گذشته دور و تلخ همچنان با من است و من فقط سعی میکنم به آنها فکر نکنم بعضی وقتها وقتی به بستر میروم که همه میدانند انسان برای داشتن آرامش به بستر میرود ولی تمام خاطرات تلخ به سراغم آمده و مرا می آزاراند به طوری که مجبور به زمزمه نیایشی برای آرامش میشوم .
اگر بخواهید شما هم میتوانید آن را بخوانید و جدن انسان به آرامش عجیبی میرسد.
خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم
و شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم
آمین
سلام … خب من چون آدم بخشندهای نيستم بعضی چيزها فراموش ميکنم تا دربارش فکر نکم. البته بهتر هست که آدم توان و جرات بخشندگی داشته باشد تا ذهن و فکر آدم مسموم نشود، اما فراموش کردنشان باعث ميشود اين مسموميت محدود نگه داشته شود. اين فراموشیهای جزئی و کوچک برای همه اتفاق میافتد فقط بعضی (خيلی) حاظر به اعترافش نيستند والبته خيلی هم گاهی از عمد خود را به فراموشکاری میزنند ….
آرمین جان به نظر من اگر کسی خودش را عمدت به فراموشکاری بزنه،”دور از
جون تویی که میشنوی” کمال حماقت را میکنه
من که خیلی زود فراموش می کنم هر چی گوجه فرنگی میخورم اثر نمی کنه
\:D/ ببینم این شکلک ها کار می کنه اینجا
دیشب چند تا کد زدم نمیدونم این وبلاگ این قابلیت رو نداره یا شما برش داشتی
امتحان می کنیم
——
علی جان در وبلاگ هایی که من تا به حال داشتم چذاشتن اسمایلی مقدور بنوده
و اینجا هم نیست
خوش به حالت خاله کاش منم می تونستم بد رفتاری های یه عده رو فراموش کنم کلا من از بد رفتاری بدم میاد چه در مورد خودم چه در مورد دیگران ….
منم چند وقت پیش رفته بودم تهران پیش دوستم از خاطرات مدرسه می گفتم من برو بر نگاش می کردم همه چی فراموشم شده بود. انگار آلزایمر همه گیره
کسی نیست که در کشاکش گرفتاری های روزمره دچار فراموشی نشه اما شهلا جان کاش می شد فقط چیزهای بد رو فراموش کنیم…
شما همیشه واسه من یه الگو بودین ….همیشه اینو گفتم… و همیشه از شما درسهای بس بسیار گرفتم…. پیروز باشین و مثل همیشه محکم و استوار
و من همیشه به دوستی با شما بالیدم و میبالم
سلام
من هم گاهي اينطور ميشم اما سريع سعي ميكنم تا دوباره اينطوري نشه من با اين موضوع جدا دارم مبارزه ميكنم
شهلا جون سلام . از فراموشی نگو که من واقعا مدتهاست بهش مبتلا شدم و گاه یادم نمیاد روز پیش چی خوردم . خیلی بده . فکر میکنم به خاطر زندگی ماشینی ما انسانهای امروزیه , اینقدر که سریع از کنار تمام اتفاقاتی که در روز برامون میافته رد میشیم و اینقدر به فکر بعد هستیم که حال رو یادمون میره . عجیبه تو گوگل ریدر دیدم که یه پست جدید گذاشتی درمورد حمام کردن در شراب ولی حالا که به اینجا اومدم پستت نیست . بگذریم پست قبلی هم خیلی جالب بود . میبوسمت عزیز . سبز باشی .
—-
شهره جان عوضی اشتباه شد و این پستی که تمومش کرده بودم اومد بالا
ولی در آینده ای نزدیک جدی جدی میگزارمش در بلاگم …دی…
درود
من هم فراموشی را فراموش می کنم
بدرود
سلام
می بینم که به شدت فراموش شدم!
به شدت از دل برود هر آنکه از دیده رود.
به شدت از تو لینکا هم پاک شدم!!!
—–
و بفرمائید من کی را باید فراموش نمیکردم!؟
شما باید خیلی جدول حل کنید و با دوستان بحث های کم و بیش جدی مطرح نموده و کل کل کنید
این فعالیت ها ذهن را آماده تر و حافظه را تقویت میکند
سلام پست بالايي در ايران فيلتر شده و نتوانستن نظر بگذارم و بخوانم موفق باشيد