درود بر تو :


به امید پیروزی هم میهنانم و رسیدن صدای حق طلبشان برای
رسیدن به آینده ای روشن…
تا درودی دگر بدرود
ژوئن 20, 2009 بدست 21mehr
درود بر تو :


به امید پیروزی هم میهنانم و رسیدن صدای حق طلبشان برای
رسیدن به آینده ای روشن…
تا درودی دگر بدرود
ارسال شده در Uncategorized | تا کنون 14 نظر داده شده
سلام … به امید …
شهلای عزیز
امیدی برایمان نمانده
امیدی به تغییر نیست دیگر
درود بر تو
چه شعر بجایی
به امید پیروزی بر دیو سیاه اندیش
من يه پشنهاد دارم، از مردم بخواهيم به جاى Alloakbar بگن اعتصاب! ديگه تظاهرات فايده نداره بايد كارمندان دولت اعتصاب كنن خصوصآ شركت نفتى ها و وزارت نيرو ، تظاهرات غيره خونريزى هيچ نتيجه ِ نخواهد داد
درود بر مهربانو
سربلند باد ایران و ایرانی
پاینده باد بانو بهبهانی
بدرود
درود بر هم میهن نیکم…
یکی از سروده هایم را تقدیم می کنم به تمام ایرانیان…
بوی سکوت پیچیده در باغچه ی کوچک تنهایی،
و گنجشک غمگین خبر ندارد از سرنوشت یاران خویش،
که چه مظلومانه گرفتار شدند در تبانی پنهانی جغد و کبوتر،
که گردن بزنند نور و آزادی را ،
زیر ساتور سیاه سیاست.
و گنجشک گرچه می ترسید ،
و می ترسد از پرواز سهمگین جغد شوم ،
ولی همواره کرنشی مقدس داشت ، در برابر کبوتر ،
این نماد آزادی.
و صد افسوس که مرادش بال خونین را ،
پلّه ی ترقّی کرده است برای مطامع مذبوحانه ی خویش.
و چه دیر هنگام رسوا گشت ، دستان سیاه خیانت و نفاق !
اکنون چه باید کرد ، در این هنگامه ی سردرگریبانی ؟!
که سوز سرد سرمای زمستان را ،
بهانه می کنند این خائنان پست ظاهربین.
و دریغ از پاسخی خاموش و بی احساس ،
از روی ترحّم یا که از احساس ،
به فریاد عدالت خواهی ممتدّ گنجشکک.
و آمد سوی گنجشکی که گیج و مات و مبهوت است و قلبش مملو از نفرت ،
در این هنگامه ی بیداد و حیرانی ،
پیغامی فروبسته به مُهر و لاک سربسته.
پیام این بود :
« ای آن که بر هم می زنی آرامش اذهان مردم را !
سخن کوتاه کن اینک ،
باز کن چشمان خود را و کمی اطراف خود بنگر ،
خموشی پیشه کن ، ورنه ،
سزایت با جناب مستطاب جغد شب های زمستان است…! »
دلشاد باشی و پاینده…نازنین…………………………………………بدرود
هنگامه آگاهی است…
مردم در حال دریافت مزد دانایی خویش اند…
میدونی درد چیه/.. روی خاک میهن خودت باشی و حس کنی مال خودت نیست… توی خونه ی خودت باشی و حس کنی تا فیها خالدونت رو دارن بررسی میکنن… حرف بزنی و حلقومت رو فشار بدن… سخن بگی و سرکوبت کنن…. رای بدی و تحقیرت کنن…
من دلم داره سنگ میشه… میترسم از این بابت
با سلام
من دلم سخت گرفته از این وحشت خانه…
با سلام
خدا به داد ما برسه فقط
حالا ما هم بهتر از تو نيست شهلا جان
حكايت ما شده حكايت حال حافظ وقتي مي گفت خون مي خورم و خاموشم
فقط يه آرزو دارم
اينكه خدا هرچه زودتر قدرت برتر خودش رو به اين نامردان زمانه نشون بده
شهلا جان سلام .الان تنها آرزویی که همه ما داریم فقط و فقط اینه که سرنوشت جوونامون تو ایران روشن و مثبت باشه و این روزهای تلخ به پایان برسن . این روزها اینقدر اشک ریختیم و غصه خوردیم که برای هیچکدوممون حال و احوالی نمونده . مهم اینجاست که جهانیان فهمیدند که ایران دولت جمهوری اسلامی نیست , ایران این جوونهای از خود گذشته ایی هستند که از جونشون به خاطر حقشون میگذرن . بالاخره روزی حق به حقدار میرسه . نباید ناامید بود . باید با تمام قدرتی که داریم به این فکر کنیم که بچه ها روزی در ایرانی آزاد زندگی میکنند . بامید آنروز . میبوسمت . مراقب خودت باش . سبز باشی .
کامنتای خرداد 85 خودم و می خوندم
اون موقه کامنت داده بودی که کامنتای ساله پیشت و می خوندی
اومدیم پیشت تا سلامی کرده باشیم
و ارزوی موفقیت
خوش باشی و خوشحال!:ی
این روزها خیلی دلتنگم.بغضی درگلو دارم وازین که هنوز این بغض را به فریاد تبدیل نمی کنم شرمنده ام.فردای انتخابات از فرزندم پوزش خواستم و شرمنده شدم وقتی نگاه مات ومغبونش را دیدم.شرمندهء راهی که سی سال پیش برای آینده ای به گمانم روشن پیمودم.ای کاش فریاد رسی بیاید!