Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for 12 فوریه 2005

ما مخالف دخالت نظامی آمريکا در ايران هستيم


درود بر تو ؛


میدونی من همیشه شنیدم که پائیز ماه عاشقان است.


بله درسته ولی با آمدن زمستان نیز این عاشقی صد چندان میشه .


پیش از اینکه چیزی بنویسم ازت میخام که به زیتون سری بزنی (اگر ندیدی چی نوشته)


که خیلی جالب از برف و جشن آن نوشته؛ وقتی دیزین با پای خودش میاد اینجا، مگه می‌شه نرفت!



این عکس ها رو هم از پیام جانم کِش رفتم.( ببخشید نازنینم)



به شراگیم هم سری بزن چون او هم بسیار زیبا از برف و برف بازی نوشته است.


///////////////////////////////////////////////


و حالا میخام نظرت رو در مورد دوستی و عشق به یک دوست نیک بدونم.


چه جور دوستی یی برات قشنگه؟


عشق را چه حدی براش احترام داری؟


بیشتر نکتهء دوستی و مقام آن برام مهمه که تا چه اندازه ای باید به آن پر و بال داد و برای یک دوست چقدر باید ارزش و احترام قائل شد.


میگه دوست ها همیشه گی نیستند، ببینم باید یک دوست را تحمل کرد یا برایش همیشه گی بود؟


یک مثال می آرم برات؛ یکی از دوستانم که خیلی دوستش داشتم و دارم یک باره از من برید و بدون هیچ حرفی خودش رو از من کشید کنار و با من سر سنگین شد و اگر جایی هم دیگر رو می دیدیم تنها با من حال و احوال می کرد و من فهمیدم که از روی ملاحظه کردنش بوده که چیزی به من نگفته، تا مامانم رو دید و بینشون حرف من شده و از حالم پرسیدند و دختر بزرگش که ۱۶ سالشه گفته دلم برای شهلا خانم تنگ شده و مامان جویا شده، که خوب چرا ازش بریدید ؟ برید پیشش، که دوست مهربانم گفته شنیدم شهلا فلان حرف رو راجب ما گفته و منم برای اینکه بهش نگم و نا راحتش نکنم خودم رو بی سر و صدا کشیدم کنار ، حالا هم شما بهش چیزی نگید ، مبادا که ناراحت بشه…….


ولی کارش به نظر من درست نبوده، چون این نیومدنش من را تا ۴ ماه شکنجه داد و از خودم همش می پرسیدم آخه چرا؟ چرا نمیاد به خودم بگه چشه؟ یا من چه اشتباهی ازم سر زده که این دوستی که یکی در میون خونهء من بود و یا من پیشش بودم با توجه به اینکه خونش طبقه دوم بود ولی خونش می رفتم، چندین سال دوستی در این غربت را با هم داشتیم و چرا چرا چرا …. که پس از مدتی دونستن دلیلش برام بی اهمیت شد و اگر هم کسی میخاست در موردش چیزی بگه نمیخواستم حرفش رو بشنوم و ادامه بده به گفتن .


بله این رو گفتم که بدونید هیچکس کامل نیست درسته که من اهل حرف زدن پشت سر کسی نیستم ولی ماهیگیرانی که از آب گل آلود شکار های خوبی به دست می آرند بسیارند و حسادتهایی می کنند که نگو و نپرس!!!!!!!!!!!!!


چون من همیشه میگم که ۱ـ یکی برای همه و همه برای یکی ۲ـ اگر از هم می رنجیم باید رو در رو بدون هیچ خجالتی حرفمون را بزنیم و پای نفر سوم را میون نکشیم که جریان یک کلاغ چهل کلاغ میاد میون و حرف به درازا میکشه.


خوب آدم رو در رو حرفش رو بزنه ولی، باید از بیان حرفها و نسبت های نا پسند در زمانی که آغاز به گله می کنه خود داری کنه و مثل یک شیر زن حرف خودش روبزنه چون در صورت باز نشدن این مشکل، مشکل دوم یئنی به هم خوردن اساسی، دوستی ها به وجود میاد و همین میشه که میگن دوستی ها همیشه گی نیستند.


هیچگاه از آزار رسوندن به کسی خرسند نمیشم چه برسه که بهترین دوستم باشه.



خیلی روده درازی کردم؟ تنها بهت بگم این برام مهمه که آدم رک و راست و بی شیله پیله ای هستم نمیخام خودم را بالا ببرم ( میخام بدونی چه جور آدمی هستم) و هیچگاه کینه کسی را به دلم نمیگیرم، در مواردی اگر از کسی ناراحت میشم و طرف مقابل برای دلجویی میاد میگم؛


اون برف دیروز بود، (( از آلمانی ها این رو یاد گرفتم چون عمر برف یک تا چند روز بیشتر نیست)).


بسیار زیاد فراوان دوستت دارم و دلم خیلی برات تنگه، خیلی کلافتم، خیلی نگرانتم هم میهن.


به اینجا هم سری بزن



این تالاری برای گفتگو سه نسل در خصوص کشور عزیزمان ایران است .

از پندار نیک ، گفتار نیک، کردار نیک در زندگی درس بگیر که تنها راه موفقیت در این سه پند نهفته است.


پاینده باد ایران………در پناه یزدان تندرست و شاد زیوی……….تا درودی دگر بدرود.


Advertisements

Read Full Post »