Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر 2010

خاصیت بادمجان

درود بر تو :

این را بخوان و دیگه نگو “بادمجان بم آفت نداره” نه تنها از برای بم، بلکه از هر جای دنیا بادمجان بیاید خاصیت دارد نه آفــــت هم میهن نیکم.

من که عاشق تمام مشتقاتش از خورشت بگیر تا ترشی ، ترشی شکم پر و شور…یا حلیم بادمجان ، دلمه ، یا کشک بادمجان و کبابی اش با ماست و سیر،عاشق همه اش هستم اساسی.«البته پخته اش و نه مانند جهان شاه در سریال جدید مهران مدیری، خامش را در نیمه شب بخورم»


گیاهان دارویی و خواص درمانی آنها

(بادمجان)

https://i1.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/f/fb/Aubergine.jpg

بادمجان: Eggplant

نام علمی: Solanum Melongena

اين گياه كه به عربي بادنجان ناميده مي‌شود، گياهي است يك‌ساله و داراي ساقه نسبتا ضخيم و پوشيده از كرك. ارتفاع ساقه آن تا ٧٠ سانتيمتر مي‌رسد. برگ‌هاي آن بيضي شكل با نوك باريك و گل‌هاي آن بنفش رنگ است. ميوه اين گياه دراز و باريك و يا گرد، به رنگ‌هاي بنفش، سياه، زرد و سفيد ديده مي‌شود.

بادمجان متعلق به خانواده سيب‌زميني است از زمان‌هاي بسيار قديم در هند كشت مي‌شده است و از آنجا به نقاط ديگر جهان راه يافته است. چين از قرن نهم هجري شروع به كشت و زرع آن كرد. تجار انگليسي اين گياه را در قرن هفدهم ميلادي از گينه و در انگلستان كردند و آن را بنام كدوي گينه‌اي مي‌ناميدند.

بادمجان در تمام مدت سال وجود دارد و در آمريكا، ايالات فلوريدا، تگزاس، لويزيانا و نيوجرسي بيشتر محصول بادمجان آمريكا را كشت مي‌كنند.

Eggplant

تركيبات شيميايي:

همانطور كه در جدول زير ديده مي‌شود بادمجان داراي ويتامين‌هاي A، B، C و مواد معدني زيادي است.

در هر یکصد گرم بادمجان مواد زير موجود است:

انرژي؛ ٣٠ كالري

آب؛ ٩٢ گرم

پروتئين؛ ٣/١ گرم

چربي؛ ٢/٠ گرم

نشاسته؛ ٦/٤ گرم

كلسيم؛ ١٢ ميلي‌گرم

فسفر؛ ١٥ ميلي‌گرم

گوگرد؛ ١٥ ميلي‌گرم

منيزيم؛ ١٢ ميلي‌گرم

پتاسيم؛ ٢٢٠ ميلي‌گرم

آهن؛ ٧/٠ ميلي‌گرم

سديم؛ ٣ ميلي‌گرم

منگنز؛ ٢/٠ ميلي‌گرم

روي؛ ٣/٠ ميلي‌گرم

مس؛ ١/٠ ميلي‌گرم

يد؛ ٠٠٢/٠ ميلي‌گرم

بتاكاروتن؛ ٠٥/٠ واحد بين‌المللي

ويتامين B1؛ ٠٥/٠ ميلي‌گرم

ويتامين B2؛ ٠٥/٠ ميلي‌گرم

ويتامين B3؛ ٧/٠ ميلي‌گرم

ويتامين C؛ ٥ ميلي‌گرم

خواص دارویی:

از نظر طب قديم، بادمجان گرم و خيلي خشك است. بادمجان بر خلاف آنچه كه عوام اعتقاد دارند كه بي‌بو و خاصيت است، داراي خواص زيادي است. مهمترين خاصيت آن كم كالري بودن آن است كه غذاي بسيار خوبي براي كساني است كه مي‌خواهند وزن كم كنند زيرا داراي ويتامين و مواد معدني نيز مي‌باشد.

١) بادمجان را حتما بايد بحالت كاملا رسيده مصرف كرد زيرا خام آن طعم تلخ درد و در آنهائي كه آسم و برونشيت دارند باعث تحريك اين بيماري‌ها مي‌شود.

٢) بادمجان اثر نرم كننده و مدر دارد.

٣) بادمجان به علت دارا بودن آهن در رفع كم‌خوني داروي موثري است.

٤) بادمجان را مي‌توان براي از بين بردن ورم و التهاب روي عضو ملتهب گذاشت.

٥) دانه بادمجان ايجاد يبوست مي‌كند.

٦) ريشه بادمجان و شاخه‌هاي خشك شده و برگ‌هاي آن اثر بند آورنده خون را داراست و قابض بوده و مي‌توان در آن براي درمان احتلام بانه و انواع خونريزي‌ها استفاده كرد.

٧) بادمجان پادزهر خوبي براي مسموميت‌هاي حاصل از خوردن قارچ سمي است.

٨) خوردن بادمجان گرفتگي رگ‎‌ها را باز مي‌كند.

٩) بادمجان برطرف كننده يبوست است.

١٠) برگ‌ها و پوست سياه بادمجان را اگر بجوشانند اين جوشانده درمان اسهال خوني است.

١١) جوشانده ريشه بادمجان درمان بيماري آسم است.

١٢) بادمجان مقوي معده است.

١٣) آب زردرنگي كه در موقع نمك زدن و گذاشتن بادمجان از آن خارج مي‌شود براي خشك كردن عرق دست و پا بهترين دارو است و اشخاصي كه دست و پايشان مرتب عرق مي‌كند بايد دست و پاي خود را با آن چند بار در روز بشويند تا از شر اين مرض آسوده شوند.

١٤) اگر بادمجان را بسوزانند و خاكستر آن را با سركه خمير كنند و به زگيل بمالند زگيل كنده خواهد شد.

١٥) از بادمجان مي‌توان به عنوان مسكن براي تسكين در استخوان شكسته و ضرب خورده استفاده كرد بدين طريق كه بايد بادمجان را در فر بگذاريد كه نيم پز شود و سپس آب آن را با فشار بگيريد و بعد بمقدار نصف اين مقدار آب، به آن شكر قهوه‌اي اضافه كنيد آن را هم بزنيد و بنوشيد.

١٦) با تحقيقاتي كه جديدا روي موش‌هاي آزمايشگاهي انجام شده نتيجه گرفته‌اند كه بادمجان داراي يك ماده ضد تشنج است كه در درمان بيماري صرع اثر بسيار خوبي دارد. بنابراين اشخاصي كه تشنج دارند و يا مبتلا به اين بيماري مي‌باشند بهتر است كه از بادمجان استفاده كنند.

طرز استفاده:

بادمجان داراي آلكالوئيدي بنام سولانين Solinine مي‌باشد كه ممكن است در معده‌هاي ضعيف ايجاد آلرژي و مسموميت كند. بنابراين براي طبخ بادمجان بايد ابتدا اين ماده را از بادمجان خارج كرد و بهترين طرز پخت است كه خانم‌هاي ايراني درست مي‌كنند. يعني بادمجان را بايد پوست كند و سپس ورقه ورقه نمود و لابلاي آن را نمك پاشيد تا آب آن كه زرد رنگ و محتوي سولانين است خارج شود، سپس آن را فشار داده و پخت.

البته بهترين طريقه پخت بادمجان آب پز كردن و يا پختن در فر است زيرا سرخ شده آن سنگين شده و براي معده‌هاي ضعيف مناسب نيست.

مضرات:

بادمجان با همه خواصي كه گفته شد نبايد مورد استفاده اشخاصي كه بواسير و يا درد چشم دارند قرار گيرد. زيرا بيماري آنها را تشديد مي‌كند. اين گونه اشخاص اگر مي‌خواهند بادمجان بخورند بهتر است آن را با گوشت و روغن و يا سركه بپزند و بخورند.

Aubergine

تا درودی دگر بدرودhttps://21mehr.files.wordpress.com/2010/02/7097dokh-ax.gif?w=500

Read Full Post »

من، تو، او

درود بر تو :

به این انشاء زیبا دقت کن

من … تو … او

من به مدرسه مي‌رفتم تا درس بخوانم …

تو به مدرسه مي‌رفتي به تو گفته بودند بايد دکتر شوي …

او هم به مدرسه مي‌رفت اما نمي‌دانست چرا؟ …

من پول تو جيبي‌ام را هفتگي از پدرم مي‌گرفتم …

تو پول تو جيبي نمي‌گرفتي هميشه پول در خانه شما دم دست بود …

او هر روز بعد از مدزسه کنار خيابان آدامس مي‌فروخت!

معلم گفته بود انشا بنويسيد و موضوع اين بود: علم بهتر است يا ثروت؟

من نوشته بودم علم بهتر است. مادرم مي‌گفت با علم مي‌توان به ثروت رسيد.

تو نوشته بودي علم بهتر است. شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي‌نيازي.

او اما انشاء ننوشته بود برگه او سفيد بود. خودکارش روز قبل تمام شده بود…

معلم آن روز او را تنبيه کرد. بقيه بچه‌ها به او خنديدند. آن روز او براي تمام نداشته‌هايش گريه کرد.

هيچکس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد. خوب معلم نمي‌دانست او پول خريد يک خودکار را نداشته. شايد معلم هم نمي‌دانست ثروت و علم گاهي به هم گره مي‌خورند، گاهي نمي‌شود بي‌ثروت از علم چيزي نوشت …

من در خانه‌اي بزرگ مي‌شدم که بهار توي حياطش بوي پيچ امين‌الدوله مي‌آمد.

تو در خانه‌اي بزرگ مي‌شدي که شب‌ها در آن بوي دسته گل‌هايي مي‌پيچيد که پدرت براي مادرت مي‌خريد …

او اما در خانه‌اي بزرگ ميشد که در و ديوارش بوي سيگار و ترياکي را مي‌داد که پدرش مي‌کشيد.

سال‌هاي آخر دبيرستان بود بايد آماده مي‌شديم براي ساختن آينده.

من بايد بيشتر درس مي‌خواندم. دنبال کلاس‌هاي تقويتي بودم …

تو تحصيل در دانشگاه‌هاي خارج از کشور برايت آينده بهتري را رقم ميزد …

او اما نه انگيزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار مي‌گشت …

روزنامه چاپ شده بود هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي‌گشت؛

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه قبولي‌هاي کنکور جستجو کنم …

تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي…

او اما نامش در روزنامه بود؛ روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود!!!

من آن روز خوشحال‌تر از آن بودم که بخواهم به اين فکر کنم که کسي، کسي را کشته است.

تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عکس‌هاي روزنامه آن را به به کناري انداختي.

او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه … براي اولين بار بود در زندگي‌اش که اين همه به او توجه شده بود!!!

چند سال گذشت وقت گرفتن نتايج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي‌ام بودم.

تو مي‌خواستي با مدرک پزشکي‌ات برگردي همان آرزوي ديرينه پدرت.

او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود.

وقت قضاوت بود، جامعه ما هميشه قضاوت مي‌کند …

من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي‌کنند.

تو به خود مي‌باليدي که جامعه‌ات به تو افتخار مي‌کند.

او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي‌کنند.

زندگي ادامه دارد، هيچ وقت پايان نمي‌گيرد …

من موفقم: من مي‌گويم نتيجه تلاش خودم است!!!

تو خيلي موفقي: تو مي‌گويي نتيجه پشت کار خودت است!!!

او اما زير مشتي خاک است: مردم گفتند مقصر خودش بود!!!

من، تو، او

هيچگاه در کنار هم نبوديم.

هيچگاه يکديگر را نشناختيم.

اما من و تو اگر به جاي او بوديم آخر داستان چگونه بود…؟!!

قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود ….

من به مدرسه مي‌رفتم تا درس بخوانم …

تو به مدرسه مي‌رفتي به تو گفته بودند بايد دکتر شوي …

او هم به مدرسه مي‌رفت اما نمي‌دانست چرا؟ …

من پول تو جيبي‌ام را هفتگي از پدرم مي‌گرفتم …

تو پول تو جيبي نمي‌گرفتي هميشه پول در خانه شما دم دست بود …

او هر روز بعد از مدزسه کنار خيابان آدامس مي‌فروخت!

معلم گفته بود انشا بنويسيد و موضوع اين بود: علم بهتر است يا ثروت؟

من نوشته بودم علم بهتر است. مادرم مي‌گفت با علم مي‌توان به ثروت رسيد.

تو نوشته بودي علم بهتر است. شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي‌نيازي.

او اما انشاء ننوشته بود برگه او سفيد بود. خودکارش روز قبل تمام شده بود…

معلم آن روز او را تنبيه کرد. بقيه بچه‌ها به او خنديدند. آن روز او براي تمام نداشته‌هايش گريه کرد.

هيچکس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد. خوب معلم نمي‌دانست او پول خريد يک خودکار را نداشته. شايد معلم هم نمي‌دانست ثروت و علم گاهي به هم گره مي‌خورند، گاهي نمي‌شود بي‌ثروت از علم چيزي نوشت …

من در خانه‌اي بزرگ مي‌شدم که بهار توي حياطش بوي پيچ امين‌الدوله مي‌آمد.

تو در خانه‌اي بزرگ مي‌شدي که شب‌ها در آن بوي دسته گل‌هايي مي‌پيچيد که پدرت براي مادرت مي‌خريد …

او اما در خانه‌اي بزرگ ميشد که در و ديوارش بوي سيگار و ترياکي را مي‌داد که پدرش مي‌کشيد.

سال‌هاي آخر دبيرستان بود بايد آماده مي‌شديم براي ساختن آينده.

من بايد بيشتر درس مي‌خواندم. دنبال کلاس‌هاي تقويتي بودم …

تو تحصيل در دانشگاه‌هاي خارج از کشور برايت آينده بهتري را رقم ميزد …

او اما نه انگيزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار مي‌گشت …

روزنامه چاپ شده بود هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي‌گشت؛

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه قبولي‌هاي کنکور جستجو کنم …

تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي…

او اما نامش در روزنامه بود؛ روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود!!!

من آن روز خوشحال‌تر از آن بودم که بخواهم به اين فکر کنم که کسي، کسي را کشته است.

تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عکس‌هاي روزنامه آن را به به کناري انداختي.

او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه … براي اولين بار بود در زندگي‌اش که اين همه به او توجه شده بود!!!

چند سال گذشت وقت گرفتن نتايج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي‌ام بودم.

تو مي‌خواستي با مدرک پزشکي‌ات برگردي همان آرزوي ديرينه پدرت.

او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود.

وقت قضاوت بود، جامعه ما هميشه قضاوت مي‌کند …

من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي‌کنند.

تو به خود مي‌باليدي که جامعه‌ات به تو افتخار مي‌کند.

او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي‌کنند.

زندگي ادامه دارد، هيچ وقت پايان نمي‌گيرد …

من موفقم: من مي‌گويم نتيجه تلاش خودم است!!!

تو خيلي موفقي: تو مي‌گويي نتيجه پشت کار خودت است!!!

او اما زير مشتي خاک است: مردم گفتند مقصر خودش بود!!!

من، تو، او

هيچگاه در کنار هم نبوديم.

هيچگاه يکديگر را نشناختيم.

اما من و تو اگر به جاي او بوديم آخر داستان چگونه بود…؟!!

قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود …

تا درودی دگر بدرودhttps://21mehr.files.wordpress.com/2010/02/7097dokh-ax.gif?w=500

Read Full Post »

درود بر تو :


این ایمیلی ست که من گرفتمش و فکر کردم تو هم ببینیش شاید موارد آموزنده ای از آن بیاموزی هم میهن نازنینم.


https://21mehr.files.wordpress.com/2010/09/05.jpg


Difference Between

Easy and Difficult

فرق بین آسان و مشکل

Easy is to dream every night
Difficult is to fight for a dream

خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است

Easy is to show victory
Difficult is to assume defeat with dignity

نشان دادن یپروزی آسان است
قبول کردن شکست مشکل است

Easy is to admire a full moon
Difficult to see the other side

حظ کردن از یک ماه کامل آسان اس
ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است

Easy is to stumble with a stone
Difficult is to get up

زمین خوردن با یک سنگ آسان است
ولی بلند شدن مشکل است

Easy is to enjoy life every day
Difficult to give its real value

لذت بردن از زندگی آسان است
ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است

Easy is to promise something to someone
Difficult is to fulfill that promise

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است
ولی وفای به عهد مشکل است

Easy is to say we love
Difficult is to show it every day

گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است
ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است

Easy is to criticize others
Difficult is to improve oneself

انتقاد از دیگران آسان است.
ولی خودسازی مشکل است.

Easy is to make mistakes
Difficult is to learn from them

ایراد گیری از دیگران آسان است
عبرت گرفتن از آنها مشکل است

Easy is to weep for a lost love
Difficult is to take care of it so not to lose it

گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است

Easy is to think about improving
Difficult is to stop thinking it and put it into action

فکر کردن برای پیشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است

Easy is to think bad of others
Difficult is to give them the benefit of the doubt

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است
رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است

Easy is to receive
Difficult is to give

دریافت کردن آسان است
اهدا کردن مشکل است

Easy to read this
Difficult to follow

خوندن این متن آسان است
ولی پیگیری آن مشکل است

Easy is keep the friendship with words
Difficult is to keep it with meanings

حفظ دوستی با کلمات آسان است

حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است.

https://21mehr.files.wordpress.com/2010/09/2srligbt2bnbn8h8o77x.jpg

آغاز پائیز و من عاشق این فصل و رنگ لعابش هستم.

امروز هفتادمین سالگ روز میلاد استاد شجریان هنرمند مردمی ایران که بنده دوستدار ایشون نیز هستم، است .
https://21mehr.files.wordpress.com/2010/09/copy.gif?w=500


استاد جان سالگرد 70 سالگی تون شاد و پیروز باد.

تا درودی دگر بدرود

Read Full Post »

اولین روز مدرسه…

اولین روزمدرسه…

درود بر تو:


مدارس باز دوباره همه جا باز شده و خیلی ها امسال سال اول مدرسه رفتنشون است و خیلی ها هم سال آخرشونه…

یکی از دوستان نیکم«سیروس« از من خواسته بود که از سال اول مدرسه بنویسم، ولی باید بگم که هیچی بیشتر از یه سایه هایی کم رنگ، از سال اولش، یادم نمیاد.فقط یادمه یکی از همکلاسی هام یک پسر عقب افتاده بود که در هر صفحه یک آیــــــــــا ، یا یک


بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا بـــــــــــــــــــــــــــــــا می نوشت.«به همین بزرگی»



و اما اینجا بچه ها وقتی به کلاس اول میخواهند وارد شوند، از طرف مامان ها براشون یک قیف بزرگ درست میشه که توی آن کلی

تنفلات جا میدن که بچه ها روز اول مدرسه، زیاد بهانه مادر و خونه را نگیرند.

و این هم از ورود بچه های اینجا به کلاس اول که من هم همین کار را برای بچه های خودم انجام دادم.

((البته حالا فرزندانم راهی دانشگاه شدند))

به امید پیروزی همه بچه ها در ساختن آینده شون.


تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو :

خاطره تلخ تر از زهر مار جنگ ون جوانان زیادی از هر دو مملکت برایمان به جا ماند.

جنگ ایران و عراق

گزارشی از ویکی پدیا

جنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، و جنگ هشت‌ساله،

و نزد اعراب با نام‌های قادسیه صدام و جنگ اول خلیج فارس (به عربی: قادسيّة صدّام، حرب الخليج الأولی) شناخته می‌شود، جنگی است که از شهریور ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷ میان نیروهای مسلح دو کشور ایران و عراق جریان داشت. جنگ ۸‌ساله ایران و عراق یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری در قرن بیستم، و پس از جنگ ویتنام و بالاتر از جنگ جهانی اول، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بوده‌است.

این جنگ درنهایت بدون اینکه پیروزی داشته باشد با آتش‌بس موقت میان ایران و عراق پایان یافت. این آتش‌بس تا امروز از جانب طرفین شکسته نشده و هنوز پابرجاست.

شورای امنیت در تاریخ ۱۸ آذر۱۳۷۰ مصادف با ۹ دسامبر۱۹۹۱ طی گزارشی که از جانب دبیرکل وقت سازمان ملل متحد دریافت کرده بود، عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. این شورا همچنین عراق را موظف به پرداخت غرامت جنگ به ایران نمو

در این جنگ ارتش عراق به طور گسترده از جنگ‌افزارهای شیمیایی علیه کردهای عراقی و مردم و نظامیان ایران استفاده کرد. با این وجود جامعه جهانی هیچگاه نتوانست اجماعی برای محکوم کردن این جنایت جنگی از سوی عراق ترتیب دهد. در طول جنگ، ارتش عراق با استفاده از سلاح‌های شیمیایی حدود ۱۰۰٬۰۰۰ مرد، زن و بچه را به قتل رساند.

برنامه مبادله اسیران بین دو کشور از تاریخ ۲۶ مرداد۱۳۶۹ مصادف با ۱۹۹۱ شروع شد.۲۶ اسفند۱۳۸۱ مقارن با ۱۷ مارس۲۰۰۳ به طور همزمان مبادله شدند. روند تبادل اسیران بین دو کشور ۱۲ سال به طول انجامید. آخرین گروه از اسرای جنگی ایرانی و عراقی در تاریخ

پرونده:Iran-Iraq War Montage.png

تا درودی دگر بدرود

Read Full Post »

استاد شهریار

درود بر تو :

امروز سالمرگ استاد شهریار است.

این را از قول ویکی پدیا ببین

محمدحسین بهجت تبریزی (شهريار)

Shahriyar - Tabrizu.jpg

مجسمهٔ شهریار، اثر احد حسینی

تولد

۱۲۸۵
تبریز
، ایران

مرگ

۲۷ شهریور ۱۳۶۷
تهران

زمینه فعالیت

شاعر و ادیب


سید محمدحسین بهجت تبریزی
(۱۲۸۵۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومهٔ حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی– نیز تبحر داشته‌است. از جملهٔ غزل‌های معروف او می‌توان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

مجموعهٔ تلویزیونی شهریار که به کارگردانی کمال تبریزی در سال ۱۳۸۴ ساخته شده و در آن جلوه‌هایی از زندگی این شاعر به تصویر کشیده شده‌است، در سال ۱۳۸۶ از طریق شبکهٔ دوم سیما به نمایش درآمد و از جانب مردم مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

تا درودی دگر بدرود

Read Full Post »

جشن مهرگان

درود بر تو :


یکم و شانزدهم مهرماه: جشن میتراکانا، جشن مهرگان

«مـا خواهانیم که پشتیبان کشـور تـو باشیم

مـا نمی‌خـواهیـم از کشـور تـو جــدا شـویـم

نمـی‌خـواهـیـم از خـانـه خــود جــدا شـویـم

مبــاد جــز ایــن ای مـهــــر نیـــرومنــد!»

(اوستا، مهر یشت، بند ۷۵)

https://21mehr.files.wordpress.com/2010/09/jashn_sadeh_31_2.jpg

https://21mehr.files.wordpress.com/2010/09/jashn_sadeh_31_3.jpg

مهرگان بر تو شاد باد هم میهن نازنین، به گزارشی از ویکی پدیا راجب»جشن مهرگان» توجه کن:

جشن مهرگان پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی و بازمانده‌ای از دین مهر است.

این جشن در شانزدهم مهرماه و در زمان برابری پاییزی برگزار می‌شود. «جشن مهرگان»، بزرگترین جشن پیروان دین مترا یا مهر بوده‌است که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می­نامیدند. این جشن در مهر روز از مهر ماه، یعنی روز شانزدهم ماه مهر برگزار می‌شد. اما در زمان هخامنشیان در نخستین روز مهرماه برگزار می‌شد. این جشن پس از نوروز یکی از بزرگ­ترین جشن ایرانی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد. مهر در اصل با خورشید تفاوت داشته‌است اما بعدها به معنای خورشید دانسته شد.

شمار جشن‌های ایرانی را بیش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند. این خود می‌رساند که مردمان پُشته ایران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، یا روز پیشش به جشن نشسته و یا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آینده‌شان بوده‌اند! 
از میان این جشن‌ها می‌توان از جشن‌های ماهانه نام برد. جشن‌هایی که با هم زمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند و اگر چه شماری از این جشن‌ها می‌رفتند که به بوتهٔ فراموشی سپرده شوند، که با کوشش ایرانیان فرهنگ دوست از فراموش شدن رهایی بخشیدند، جانی تازه یافته و دوباره برگزار می‌شوند.


خورشید یا آرپی یا خور یا هور یکی از ستارگان کهکشان راه شیری و تنها ستاره منظومهٔ شمسی می‌باشد. منبع اصلی نور و گرما و زندگی بر روی زمین این ستاره است که با فاصله‌ای حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتری از زمین قرار گرفته و قطری تقریباً معادل ۱٬۳۹۰٬۰۰۰ کیلومتر و وزنی معادل ۳۳۰ هزار بار سنگین‌تر از زمین دارد.

خورشید حدودا شامل ۸۶/۹۹٪ درصد جرم کل منظومه خورشیدی را تشکیل می‌دهد و به دلیل جرم عظیمش دارای نیروی گرانش بسیار قوی است، به‌طوری که سیارات به سبب این نیرو در مدارشان به دور خورشید می‌گردند.

انفجار نهایی یک ستاره سنگین را ابرنواختر می‌نامند ولی خورشید ما هیچ‌گاه انفجاری این‌چنین را تجربه نخواهد کرد چراکه حداقل جرم مورد نیاز برای وقوع یک ابرنواختر، هشت برابر جرم خورشید ما است.[۹]

فهرست مندرجات

[نهفتن]

تا درودی دگر بدرود

Read Full Post »

Older Posts »