Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژانویه 2006

جشن سده.

درود بر تو:


این چند روزه خیلی گرفتار یک سری کار هایی هستم که زیاد نمیتونم به روز بنویسم ولی همیشه میام پیشتون. شاید پیام ننویسم، چون زیاد وقت ندارم.


و اما جشن سده:


Atash.gifروی عکس کلیک کن.


فردا جشن پیدایش آتــــش و صدمین روز از زمستان است و در آئین زرتشت این روز جشن صده نامیده می شود.


گوشه ای از نوشته های کیوان هم میهن نیکم را ببین که چه از این جشن میگوید. البته من تنها کمی از این نوشتار را به اینجا آورده ام تا تو هم با این جشن آشنایی پیدا کنی، ولی اگر آگاهی بیشتر را میخواهی به خانه او برو تا ببینی چقدر زیبا در این مورد نوشته است.


Atash.gifAtash.gifAtash.gifAtash.gif


برگزاري جشن سده:


الف) تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است.


ب) بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و … از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.


ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان،و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.


ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني. …


در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی… تا درودی دگر بدرود.


Read Full Post »

درود بر تو:


زندگي زيباست اي زيبا پسند
زنده انديشان به زيبايي رسند
آنقدر زيباست اين بي بازگشت
کز برايش مي توان از جان گذشت


(…)


Bild haye shahla 073.jpg


تفاوت واژهء گیتی یا « جهان » با واژهء دنیا چیست؟


***************************


((به این سایت تعبیر خواب سری بزن، شاید به دردت بخوره .))


در پناه آفریدگار هستی تندرست، شاد و پیروز زیوی …تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

پاسخش این بود

درود بر تو:


من گفتم معنی شعرت را بدینگونه فهمیدم…


پرسید، از کجا اینگونه فهمیدی ؟


گفتم، عقلم گفت.


shahmha.gif


و او پاسخ داد:


پاي چوبين بشکن و جان را ببين



عقل را گو بمير و دم مزن
حلقه مستي من بر هم مزن


گر نداني چاره درد دلم
شو خموش و دعوي مرحم مزن


در ثانیه ای این شعر را در پاسخ برای سخن من سرود.


زیبا می سراید.


تندرست شاد و پیروز زیوی…تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو :


این بار تنها برایت عکسهایی انتخابی از بی بی سی


و موزیک با صدای شکیلا میگذارم.


آهوی وحشی «کلیک کن تا بشنوی»

































این قلب ها فدای خیابان های میهن.

ای عشق «کلیک کن تا بشنوی»

Snow in Tehran - صار... و برف


اگر گفتی این چیه؟!

« عکس از کسوف »


تا درودی دگر بدرود.


Read Full Post »

درود بر تو:


شنیدم در ایران و تهران، برف باریده.


Barf-84.jpg


عکس از «ABCHINUS»


البته از آنجایی که رسم آب و هوایی دنیا نیز دگر گون شده است میدانی که ۱ ماه و نیم پیش در این قسمت از کره خاکی برف چشم گیری بارید. (اول آذر)


Resize of Barf 009.jpg


((یادته که))


چند روز پیش هم شنیدم که در تهران برف باریده، خلاصه هر جا که برف دیدی از جانب من یک مشت پر از آن نوش جان کن.


×××××××××


میخواستم شعری از یک شاعر جوان با نام « وحیدوو » که از شهر شاعران بزرگ و بسیار زیبای شیراز شعر می سراید و شاید خیلی از خواننده های بلاگ من نیز بشناسندش، به تو دوست گلم معرفی کنم.


خانه روياي من

خانه ام ميخانه اي گشته کنون
ساقي ام يکتا دلي گشته کنون

ساقيا گر گشته ام مست از شراب جام تو
جان من هم عاشق جانانه اي گشته کنون


این شعر برای من مفهوم بالایی دارد. احساس میکنم که برای خود من سروده شده است. انگار شاعر از دردهای دل من و خوشحالی هایش آگاه است و این را برایم سروده باشد.


و من نیز از قول سعدی شاعر نامی ایران زمین میگویم:


من درد تو را ز دست آسان ندهم


دل بر نکنم ز دوست تا جان نکنم


از دوست به یادگار دردی دارم


کان درد به صد هزار درمان ندهم


این دوستی که سعدی به آن اشاره کرده خداوند بخشنده و مهربان است و شاید میهن هر ایرانی، شاید هم…


در پناه مهر دوست تندرست و شاد زیوی… تا درودی دگر بدرود.


Read Full Post »

درود بر تو:


راستش برای این متن عکسی در خور پیدا نکردم ولی با اشاره به همین عکس جریان رو میگم.


میخام از خاطره ای بس شیرین از چند سال پیش که نه کمک چرخ و چیزی را احتیاج داشتم و مانند شیر راه می رفتم و تازه گره از مشکلات دیگران نیز می گشودم که حالا جریان گره گشون و این حرفها باشد برای باری دگر.(که پس از چند سال شنیدم که گفته بودند: نه بابا این کجاش بیماره؟ از ما هم سالم تره)


تقریبن ۶-۷ سال پیش که خیلی خوب بودم، یکی از پسر خاله هایم از جنوب آلمان آمده بود خونه مامانم اینا و من هم میخواستم حتمن برم ببینمش. جونم برات بگه که بنده گفتم تا بچه ها مدرسه اند و آقای همسر کار تشریف دارند میرم و سری به ایشان میزنم میام. شال و کلاه کردم و لباس تیتیش مامانی پوشیدم و کلی شیک و پیک کردم و راه افتادم.


نمیدونم چرا این خطر را به جان خریدم ولی… کفشی که برای عروسی برادرم خریده بودم و پاشنه هایش بسیار بلند بود«پاشنه ای که زیر پاشنه پا است بیش از ۱۰ سانت و زیر انگشتانم ۴ سانت»بود. ولی خدائیش اگر گوشه ای از نوک پام داخل یکی از فاصله های این سنگفرشها رفته بود وااااااای . خلاصه با کلی کلاس و تیتیش میتیش پرو پرو از میان مردم و شهر گذشتم تا به ایستگاه اتوبوس مورد نظر رسیدم.(البته کمی برام ترس برانگیز ناک بود ها ولی کی به این چیزها اهمیت می داد؟) کله باد داشت اساسی


حالا که یادم میوفته مو به تنم سیخ میشه و میگم کافی بود یک بار پات با اون پاشنه پیچ می خورد و یاور پاهات استاد میشد و … خلاصه رسیدم خونه مامانم اینا با پسر خاله که حال و احوال کردم (دیدم هم قد او شدم)بله من نیز کله شقی های بسیاری رو پشت سر گذاشتم.


Spiekerhof

«حالا خودت موقعیت راه رفتن من رو روی این سنگ فرشها تصور کن»


تازه اونجایی که من ازش رد شدم فاصله میان هر سنگفرش با اون یکی بیشتر و حد فاصل عمیق به اندازه ۲ سانتی بود. تلاش میکردم پاهایم روی هر سنگ بگذارم که اتفاقی نیوفته.


مراقب خودت باشی ها و کله شقی را با رعایت حالت…


در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی… تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو:


همون چیزی که ازش میترسیدم.


در گزارشی از بی بی سی خوندم که:

در روزهای گذشته، گزارش شد که در برخی دست‌فروشی‌ها و مغازه‌های بعضی از نقاط تهران اسکناس‌نماهايی توزيع می‌شود که منقوش به تصاويری از اهالی روستای برره است.



اسکناس های برره ای!

به گزارش ايسنا، اين اسکناس‌ها که در قطع و اندازه‌ای شبيه به ۱۰۰ ريالی‌های چاپ قديم است، علاوه بر عباراتی چون؛ «بانک مرکزی برره»، «پول وده پول زور وده» و «شاباش وده» دارای امضای «سالارخان» و «سردارخان» نيز هست.


و bbc در قسمتی دیگر اینگونه نوشته است:


تاثيرگذاری اين مجموعه به حدی است که برخی واژه های آنها در ميان مردم به صورت تکيه کلام در آمده وحتی از رفتار و آداب و رسوم آنها به شيوه ای طنز آميز تقليد می شود.


اين تاثيرگذاری باعث شده تا شبهای برره به يکی از بحث برانگيزترين موضوعات روز تبديل شود. انتقاد و اعتراض عده ای از مسئولان و منتقدان به پخش اين برنامه و تاييد و حمايت عده ای ديگر زمينه توجه طيف وسيعی از مطبوعات داخلی و سايت های خبری را به اين برنامه فراهم کرده است.


**************

خوب من هم در ایران زندگی کردم و از مرام و برخورد یا واکنش، مردم در اینجور موارد با اینجور فیلمها و سریال ها با تکه کلام هایی که ازتاثیر گذاریشون در زبان دارند آگاهم.

بیایید تا از نکات خوبی که «مهران مدیری» با کلی زحمت در آن بکار بده با خبر شویم و از انجام آن خودداری بورزیم. تا ما نیز از همان آب تصفیه شده که در فیلم از آن یاد شده بنوشیم و در صدد آزار یکدیگر نباشیم.

مهر ورزی را پیشه کنیم(همان که آقای ایکش از آن به نیکی یاد کرده).

البته فکر نکنید که من میخواهم کسی را نصیحت کنم ها… ولی خود بهتر میدانید.

در پناه یزدان تندرست، پیروز بر هر گونه اهرمنی زیوید… تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

Older Posts »