Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس 2008

  درود بر تو :


 این قوی سیاه ما باز هم به دنبال دیدن عشق پلاستیکی اش به شهر و بر روی دریاچه مونستر آورده شده.



باید بگم که اینجا در همه موارد، برای تمام موجودات زنده اهمیت بخصوصی قائلند.


Resize%20of%20schwan5_400q.jpg اینجا دریاچه شهر ماست. میدونی، این قوی سیاه به نام «Petra  پترا» خانم،  زنده و عاشق   اون قوی سفید آهنی شده بوده، برای اینکه به باغ وحش منتقلش بکنند به خاطر مقاومتش، مجبور شدند این قوی سفید رو هم ببرند و در آبی که آنجا نیز هست بیندازند. حالا داستان این قــوی سیاه عاشق که در شهر ما زندگی میکند به تمام آلمان رسیده. دیروز مامانم گفت تلویزیون شبکه آمریکا نیز در مود این قوی عاشق گزارشی نشان داده بودند.


  در اینجا نیز «پتـــرا» بغل دست عشقش دیده می شود.


Resize%20of%20schwan6_400h.jpg                 dpa


«Schwarze Petra»


کوس عشق این بانوی عاشق و آوایش به همه جا رسیده.


خانم دکتری که برای حیوانات باغ وحش در آنجا است می گوید:


اینها» پتــرا و عشق پلاستیکی  اش» در پائیز توی سالن  پلیکان ها نگهداری می شوند.


برای ایشان یک پنجره در  بالای سالن ساخته شده.


در حالیکه عفونت استخوانی داشته ولی تنها و بدون عشق پلاستیکی نگهداری اش نکردند.


چون حاضر نبوده بدون ایشان باشد


«عشق افلاطونی اینه ها»


خلاصه خانم دکترش نیز با ایشون دور عشقش قدم میزدند تا از تنهایی آزرده نشود.


    


 هر سال 13 به در را در کنار این دریاچه می روییم و سبزه ها را در همین آب می اندازیم.


امیدوارم 13 به در بهت خوش بگذره نازنینم.  


با کلی رقص اساسی



 ببین این گاوه چقدر خوشحاله


 شاید سال نوی گاوی را دارند!؟


 یا 13 به در شون است.


 شایدم بچه دار شده


 شاید شوهرش میخان بدن


 خواستگارش رفته و این آمده به


 جنگل و بیشه زده از خوشحالیش


 عاشقه دیگه بیچاره


ما امروز کنار دریاچه رفته بودیم ولی  از  پترا خبری نبود!!


                    


  


         ۱۳ بدر حتمن می بینیمش   


        به امید روزی که از عشق حقیقی ات دور نمونی…      


بدرود

Advertisements

Read Full Post »

  درود بر تو :


این گزارش را بخوان و نظرت را در موردش بنویس.


زنان آلمانی خودخواه در راهند؟


تیم ملی فوتبال زنان آلمان

روز سه شنبه (25 مارس)، نتایج تحقیقی در آلمان منتشر شد که در آن تصویر تازه ای از زن آلمانی، خواسته های او و برنامه هایش برای آینده به دست داده است.


این تحقیق توسط مرکز جامعه شناسی برلین با همکاری مجله زنان «برگیته » انجام شده است و در آن ۱۰۲۰ زن آلمانی ۱۷ تا ۱۹ سال و ۲۷ تا ۲۹ سال مورد پرسش قرار گرفته اند.


 


نچه نتایج تحقیق را جالب می کند این است که نشان می دهد زنان دیگر حاضر نیستند بین بچه دار شدن یا شاغل بودن یکی را انتخاب کنند. آنها می خواهند مادران شاغلی باشند که در عرصه های مختلف مسئولیت به عهده می گیرند.


۸۵ درصد زنان مورد پرسش قرار گرفته در این تحقیق گفته اند که می خواهند از نظر مالی مستقل باشند و تنها گروه کوچکی از آنها حاضر بودند به خاطر داشتن بچه از شغل خود صرفنظر کنند. ۹۰ درصد آنها نیز اعلام کرده اند که می خواهند روی پای خود بایستند و اطمینان داشته اند



 که برای انجام وظایف شغلی خود به اندازه کافی توانا هستند. با توجه به اینکه جامعه آلمان جوانگرایی خود را از دست می دهد و کمبود نیروی متخصص در میان مردان آلمانی وجود دارد، تحقیق حاضر هشدار و زنگ خطری است به دولتمردان آلمان تا راه های مناسبی برای اشتغال بیشتر زنان فراهم آورند. 


در همین حال، از گروهی از مردان درباره نتیجه این تحقیق سوال شده است. آنها با ناباوری به خواسته های زنان نگاه کرده اند و ۶۵ درصد گفته اند که زنان نمی توانند روی پای خود بایستند و ۵۰ در صد معتقدند که زنان قادر به قبول مسئولیت های شغلی نیستند.


نظر خواهی از مردان آلمانی نشان می دهد که آنها از اعتماد به نفس زنان و انگیزه های آنها برای دستیابی به امکانات شغلی بهتر تصویر نادرستی دارند.


در این گزارش همچنین آمده است که نباید تصور کرد که انبوهی از زنان خودخواه آلمانی در راه هستند که می خواهند همه جامعه را تحت تاثیر قرار دهند بلکه باید توجه داشت که نسل جدید زنان آلمانی نسل با اعتماد به نفسی است که آماده است در زمینه های مختلف مسئولیت قبول کند و طبعا در این راه برای تاثیرگذاری و کسب قدرت هم تلاش می کند. نسلی که » آنگلا مرکل « صدر اعظم آلمان را به عنوان الگو در پیش رو دارد.



 

جنبش زنان در آلمان با وجود دشواری هائی که جامعه آلمان به دليل حکومت فاشيستی و جنگ در پيش رو داشت توانست موانع بسياری را از پيش رو بردارد.

ـــــــ   ــــــــــ   ـــــــــــــــــــــــ  ــــــــ  ـــــــ


میبینی که آقایان در اینجا نیز زن را آنچنان فعال یا مطرح در جامعه نمیبینند!؟


بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو :


کنسلش کردم.


اگر بود باید هفته دیگر چمدون ها رو می بستم ومی آمدم. ولی نه، تا حالم بهتر نشه، نه.



 از نوا و آوای این استاد«سالار عقیلی» نیز، لذت میبرم.


اینجا را ببین:


اشرف الدین حسینی (نسیم شمال)


نسیم شمال اشعار جالبی از سیداشرف محبوبترین و معروفترین شاعر ملی عهد انقلاب مشروطه است.
آهای آهای نسیم شمال،
مثال شیر ارژنه
گاه زنی به میسره،
گاه زنی به میمنه
زلزله ها فكنده ای،
به كوه و دشت و دامنه
آسته برو آسته بیا
كه گربه شاخت نزنه


ــــــــــــ


پی نوشت: دو سه روز وقت گذاشتم برای وبلاگ تکونی. بله کسانی بودند که ۸۵ سال پیش به بلاگم آمده بودند و پس از آن نه!!! یا برخی از دوستان بلاگشو اصلن بسته شده است…


خلاصه خونه تکونی و دل تکونی و وبلاگ تکونی داشتم در این سال نویی، همهء زیادی ها را بیرون انداختم شهلای مهربانشهلای خواهان پیروزیشهلای با سیاست«سیاست مدار ها»


 

Read Full Post »

درود بر تو :


امسال نشد که بشه. حال جسمیم میزون نبود! بلیطم هنوز هم در حال رزرو است ولی…


دلم همانگونه تنگ، اما وقتی با خودم عهد کردم که تا روز تندرستیم باید صبر کنم، پس پای حرفمم نیز می ایستم.



نوروز در آلمان حال و هوای خودش را دارد یعنی در


 واقع حال و هوای خاصی ندارد. هوا سرد است و


ابری و از بهار خبری نیست…همزمانی تعطیلات عید


 پاک با نوروز باعث شده بسیاری به ایران سفر کنند.


 


شب سال نو که این موزیک امید جانم را شنیدم بسیار ناراحت شدم.Smiley  نه برای خودم ها، بلکه این شعر من را به یاد روزهای تنهایی و دور از میهن بودنم انداخت. برای امیــد و تنهایی هایش و حس و عشق دوباره دیدن وطن چشمانم بارانی شد، پس از شنیدن چند بیت دیگر، بد جور جاری شد این سیل نهفته پشت آن ابرها و Smiley



البته یه وقتهایی که اون یکی رویم بالا میاد، میگم میرم بابا…


خسته شدم


نمیتونم طاقت بیارم


میرم، با همین حال و هوایی که دارم.


اما به یک باره روی اصلی پدیدار میشه و میگه: صبر باید کرد!


شاید به همین دلیل هنوز بلیطم را در حالت رزرو نگهداشتم، کسی چه میدونه!؟


آآآآآآآآآآآآآآآآ


این هم اون پستی که قول داده بودم در مورد تاریخچه تمبر های پستی.


آلبوم تمبرهای دهه چهل تا شصت خورشیدی

 

چاپ تمبر، به مناسبت های مختلف فرهنگی، اجتماعی و برخی بزرگداشت ها از وظایف وزارت پست و تلگراف است.

عید نوروز در ایران از آن مراسمی است که به مناسبت آن هر ساله یک سری تمبر جدید منتشر می کنند.


به بهانه فرا رسیدن سال جدید، سراغ بعضی از کلکسیونرها و به اصطلاح تمبربازهای قدیمی رفتیم و آلبومی از تمبرهای دهه چهل، پنجاه و شصت خورشیدی تهیه کردیم.





 

Read Full Post »


درود بر تو، نوروزت پیروز باد :



Resize%20of%207seen.jpg 


اخبار نوروزی را در بی بی سی دیدم.


روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا   که    نیامدست   فریاد   مکن
بر  نامده     و گذشته    بنیاد    منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن









 

عمر خیام

 






 


تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان


سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ ، خیام


کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود.


چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.


این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز.





 

 در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.

 

پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.

منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.

 
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.

 

13841221a10.jpg


در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.


تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان – پایتخت سلجوقیان – و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.


اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی.


 همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانه‌دار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علاقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.


 Resize%20of%20450508195_9c9e1a990c.jpg


اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.


تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.


این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.


سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.


Resize%20of%20474322680_70fe152d7c.jpg 


به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.


تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.


 


این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.


آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:


خیام  اگر ز  باده  مستی   خوش  باش
با  ماه رخی  اگر نشستی خوش باش
چون  عاقبت  کار   جهان نیستی  است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش


 من عاشق اشعار و کلام شیرین و زیبای خیام هستم.


 Resize%20of%20p4222943_co1.jpg

 

پست بعدی راجب تاریخچه «تمبر» نامه، می نویسم.

تا درودی دگر بدرود.

 

 

Read Full Post »

درود بر تو :


درباره سال نو، بهار و رسیدن دوباره گلهای بهاری به میدانهای شهر و سفره های هفت سین و خانه و کاشانه مان، گفتنی های بسیار شنیدیم و خواندیم. فرا رسیدن بهار و آمدن شوق زندگی نو، بر همه شاد باد.


اوایل که به اینجا»غربت» آمده بودیم، هنگام نوروز که میشد، راه میرفتم و به یاد میهنم این آهنگ بهار از هایده را می خوندم .


ایمیلی از سایت روزنه داشتم که راجب نوروز بسیار زیبا و گیرا نوشته است.


Image hosted by allyoucanupload.com


پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.


روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست. ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح » جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي » گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :

چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، ۵ روز دوم را به اشراف ،۵ روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، ۵ روز چهارم را به نديمان و درباريان، ۵ روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.

، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. . ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و » چهارشنبه آخر سال » آغاز و در » سيزده بدر » پايان مي پذيرد


norooze%20irani.jpg


مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد.


بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب » مير نوروزي » و » حاکم پنج روزه » است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي يه روزهروزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : » روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند «.يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن » پنجشنبه آخر سال » است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و » زيارت اهل قبور «، در پنجشنبه – و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال – رسمي عام است. در اين روز، خانواده هاسبزه.. نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.


کاشتن سبزه


https://i2.wp.com/www.sarmayeh.net/Appendix/NewsPictures/2007-3-13-14-18-18_212_300.JPG
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن » سبزه عيد » به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.

در ايران کهن، » بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند «. و ابوريحان نقـل مي کند که : » اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند




امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و … دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و … مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره «هفت سين » بايستي سبزه بگذارند.اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي » سيزده بدر » از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.


                


 
سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف » س » آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است – چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و … ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.


پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي – به ويژه براي کودکان – رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : » رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند «. مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.



ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا » عيد ديدني » است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند

»
ديدن» هاي نوروزي که ناگزير » بازديد » ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله – به ويژه در شهرهاي کوچک – هنوز از ميان نرفته است. اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد.

تا زماني که «مسافرت هاي نوروزي» رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و » روابط چهره به چهره » جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند – و هستـند – که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند.


هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي – پـيش از اسلام و بعد از اسلام – خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده : نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.


لحظه اي که سال تحويل ميشه … تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني … کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه… نوروز بر تو شاد باد گلم


سيزده بدر

در واقع آخرين روز از تعطيلات و مراسم نوروزي که در باور گذشتگان چون عدد سيزده خوش يمن نبوده است..در اولين سيزده سال مردم دست از کار کشيده و به دشت و صحرا ميروند و در واقع نحسي سيزده را در بيرون از محيط زندگيشان از خود دور ميکنند…مراسم گره زدن سبزه نيز با ذکر عبارت سال ديگه بچه بغل خونه شوهر ..توسط دختران دم بخت از ديگر مراسم اين روز است



باورهاي عاميانه  
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :

کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.

موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.

روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.

هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.

کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، » فروهر » آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

روز نوروز بايد يک نفر » خوش قدم » اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.رفتم

روز سيزده کار کردن نحس است.پس همه بریم تفریح


لحظه اي که سال تحويل ميشه … تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني … کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لبهاي سرخت بمونه… نوروز بر تو شاد باد گلم


                            


نوروز ۱۳۸۷شمسی قمری و ۷۰۲۹ میترایی پیروزهر روزت نوروز باد. بدرود…


زنده باد ایران و ایرانی 

Read Full Post »

جشن سوری…

 درود بر تو :


در مورد چهار شنبه سوری بسیار گفتیم و شنیدیم.


 ما در ايران باستان هفته نداشتيم ولی هر ماه رو به سی روز تقسيم می کرديم و برای هر روزی هم نامی  داشتيم، هرمز روز ، بهمن روز و . . .
برای ما سال ۳۶۰ روز بوده و ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ) ما در اين پنج روز آتش روشن ميکرديم تا که روح نياکانمون رو به خانه هامون دعوت کنيم .
بنابراين اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده اون آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستانه و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نره ايرانيان بعد از اسلام، نحثی چهارشنبه رو بهانه کردن و اين جشن رو با اون خرافه اعراب منطبق کرديم و شد چهارشنبه سوری .»

2327841237_8805e2ffbf.jpg


برخي از آيين های جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی


از جمله جشن هاي آريايي، جشن هاي آتش یا همان چهار شنبه سوری است


            «آجيل  چهارشنبه سوری»


«سرخی تو از من، زردی من از تو!»…
يادمان باشد که به همديگر بگوييم اگر بشود دوباره قاشق زنی هم داشته باشيم




آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .


برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .


اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .
چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند
.


noroze%2058ipg.jpg


آتش را خیلی دوست میدارم. ببینم آیا وقتی شعله ای جلوی چشمانت بر افروخته است، به آن نگاه عمیق کردی!؟


آتش خیلی زیباست و با قدرت




چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند .


مهرنوش، کیوان، آزاده و… یاد چهارشنبه سوری سال ۸۴ شاد باد. با یادی از نوروز ۸۵


اگر با صدای «شهریار» حال میکنی به این آهنگ گندمک گوش بده.


با تندرستی و پیروزی بر تمام مشکلات زندگی را سپری کنید



بدرود. 

Read Full Post »

Older Posts »