Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2006

درود بر تو:







<!–
function sprung() {
document.location.href=’https://r.web.de/f/freemail/dl%40icon%40de/t/digital/club%40upgradefm/w/freemailng1402.web.de/online/jump/dd?si=1ZVNq.1fWN5Z.jHDcA.3***&dienst=digitaledienste&mc=freemail@dl@icon@de.digital@club@upgradefm&goto=/freemail/club/stylemanager›;
}

if (flashShow==true){
document.write(»);
} else {
document.write(‹Neue E-Mail‹);
}
–>



با اینکه از بازی فوتبال خوشم نمیاد و بارها و بارها این را گفتم، ولی از پیروزی آلمان بر آرژانتین خیلی خوشحال شدم.


































Reuters) Reuters) Reuters)
dpa) dpa) ddp)
Reuters) Reuters) Reuters)
Reuters) Reuters) dpa)
dpa) ddp) dpa)
dpa) dpa) Reuters)

من از اول بازی ها میگفتم امیدوارم که آلمان از تمام تیمها به جز تیم ملی ایران ببره و به ایران ببازه. چون به هر حال اینجا میهن دوم ما است دیگه باید حرمت آب و خاک و فوتبالش رو حفظ کنیم دیگه. ولی خداییش پس از اتمام بازی آلمان اشکی از سر حسرت ریختم که چرا بچه های تیم ملی ایران نباید این پیروزی را می داشتند؟!


و اما دوست نیکم سعید حاتمی میگه:



هيچوقت علاقه‌ای به بازی آلمان‌ها نداشتم. ولی از شما چه پنهون، اين مملکت وطن ما شده. نمی‌شه نسبت به برد و باختش بی‌تفاوت بود. همين که می‌بينی يه برد يا باخت چه تأثيری در اقتصاد و سياست و روابط بين آدم‌های جامعه داره، دلت می‌خواد کشوری که توش زندگی می‌کنی يا بهش تعلق داری، بازنده نباشه.


خوب حالا تو اگر جای ما بودی چه فکری داشتی؟!


تا درودی دگر بدرود.

Guten Abend Guten Abend

Read Full Post »

کوور چیست؟Kur

درود بر تو:


در اینجا«Germany» مکان های بسیار زیبا با طبیعتی مملو از انرژی مثبت وجود داره که به این مکان ها میگن


«Kur ،کوور»



و برای افرادی که ناراحتی جسمی بسیار و


یا مشکلات عصبی و روحی دارند و دلشون


میخاد برای یک مدتی از تمام قید و بندهای


زندگی رها شوند، است.




البته اغلب بیمارانی که به اینجا میروند


به دلخواه خود و تجویز پزشک مورد نظر درد


یا بیماریشون چنین مسافرتهایی رو میروند.


من ترجمه اش میکنم مسافرت همراه با


درمان درد.



در این هتل ها از بیماران پذیرایی و


پرستاری میشود.(البته وجود بیمه رکن


اساسی دارد)


همونجور که می بینی در مکانهای بسیار


آرام و رویایی هستند.


از نظر ماساژ بدن با روغن های گیاهی








تا صحبتهای روانکاو مورد نظر در مورد مشکل و به شکلی راهنمایی و در ضمن گره گشایی از مشکل بیمارانی که در (کوور) هستند.



اینجا نیز نمونه ای از اطاق های بیماران


که انتخاب آن کاملن اختیاری است.


شاید یکی دوست داشته باشد که


اطاقش رو به تابش


خورشید باشه و یکی نه


یا هر مورد دیگری.



گوشِت رو بیار *زیاد هم از اینجا خوشم نمیاد ها*مامانم خیلی تعریف میکنه ولی من حس میکنم خوشم نخواهد آمد.


این رو نگفتم که آدم میتونه به انتخاب خودش ترتیبی بده تا یک همراه در این سفر داشته باشد. حالا این انتخاب میتونه همراه بودن همسر، فرزند، فرزندان یا پارتنر باشد. این مورد رو خیلی ها دوست دارند ولی من هیچوقت دلم نمیخاد با افراد نزدیک فامیلم به ویژه… به اینجا بروم.


چرا؟


خوب دیگه…



بماند


دیگه چی میخاستم بگم؟ آها دیروز که رفتم دکتر گفتم که من میخام برم کوور، ایشون هم چون از پستی، بلندی و کم و کیف احوالات من خبر دارند گفتند باشه ولی این ۶ هفته طول میکشه تا جای خالی یافت شود. ولی میتونی زودتر از قرار مورد نظرمون «اواخر آگوست یا اوایل سپتامبر» عملیات کورتیزون را انجام بدیم و از همون وقت که در بیمارستان هستی از بیمه تقاضا میکنیم و راهی میشی و نیاز به ۶ هفته صبر کردن نیست. خوب من هم چون وقتی تصمیم میگیرم و بلافاصله عملیش می کنم، جواب آری دادم. و قرارمون افتاد برای صبح فردا.


ولی ولی وقتی اومدم تو تاکسی یاد یک کاری افتادم که باید برای اون کار انرژی خوبی داشته باشم، در نتیجه تا به خونه رسیدم زنگ زدم به منشی گفتم در باره بیمارستان است، گوشی رو بدید به اقای دکتر که من موضوع مهمی رو باید بگم و گفتم که من تصمیمم عوض شد و فردا برای گرفتن کورتون نمیام بیمارستان و قرار بمونه برای همون چند ماه دیگه…


حالا هم با این موقعیت نسبتن بدی که پاهام داره تحمل می کنم تا روز موعود برسه و من داروهایم را بگیرم. اینم یه جور زندگیه دیگه…


در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی… تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو:


یادم میاد که اون وقتها که در ایران بودم وقتی بارون میبارید و خاکهای روی زمین خیس میشد، بوی بسیار دل انگیزی داشت.


هنوز که هنوزه من عاشق این بو هستم اما بدبختانه اینجا چون خاکی روی زمین وجود نداره و همه جا سبز سبز است، پس از باریدن باران بوی سبزه در تمام فضا میپیچد و خبری از بوی خاک نیست.


ساعتی پیش ابرهای آسمون همچین با هم دعواشون شد که بیا و ببین و اصلن غروب تبدیل به شب شد و همه جا سیاه و وحشتناک. فکر میکنم برای همین وقتی حرف از بارندگی میشه زیاد خوشم نمیاد.


این بیچاره هم خیس شده


Regenfrontفکر کنم لب این دریا خیلی بوی خوبی بیاد ولی بوی خاکی که من میگم نمیاد، شاید بوی ماهی…



این هم برای فوتبال دوستان محترم. هر چند که به هیچ وجه از فوتبال خوشم نمیاد و تنها بازی های تیم ملی ایران رو دنبال میکنیم، ولی اگر ببینم یک فوتبالیست اینجوری روی زمین سر بخوره دلم هُـــری میریزه پائین براش، خوب هم میهن نیست، ولی انسان که هست دردش که میاد.


wet008.gif (5103 Byte)هر روزت بارانی «هم میهنانی که در ایران هستند البته». اینم برای تو که شاید نگرانمی بگم که حالم کمی تا قسمتی بهتره ولی قرصهای آنتی بیوتیک را هنوز میخورم ولی سر گیجه ام کما کان همونجا که بوده هست.


به گفته دوستان این هم، پی نوشت:


ببین این بارانِ امروز عصر من را به کجاها که نبرد. آیا تا به حال شده برای فراموش کردن یک موضوع که مثل خوره مغزت رو میخوره و ندونی چیکار باید کنی تا فراموشت بشه؟ اگر میدونی تو رو خدا به من هم یاد بده.


در پناه یزدان تندرست، پیروز و شاد کام زیوی… تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو:


میدونی این عکس نماد از چی است؟


چه چیزی رو به یادت میاره!


161036820_dd50ce43dc_m.jpg


این چند روزه یکی از کتابهایی که برای من محبت کردی و از نمایشگاه کتاب خریدی رو خوندم و نکته های زیبایی را در دنیای نویسندگی فرا گرفتم. نه اینکه بگم کتاب برای آموزش نویسندگی باشه .


Resize of Resize of Iran 016.jpg


یادش خوش باد چه روز خوبی بود.


این عکس هم زیباست، نه؟


159305874_087b4556e2_m.jpg


این جشنی بسیار زیبا با تنوع رنگهایی که دوستشون دارم را برایم زنده میکند. همونجایی که دلی خوش و آرام از هر گونه نا آرامی وجو داشته باشد.


151461178_0e6c15a427_m.jpg


و باید خدمتت بگم که مثانه من دوباره عفونی شده و از دیشب خودم آنتی بیوتیک خوردم، دعوام نکن، آخه دکترم گفته هر وقت اینجوری شدی همین قرص ها رو بخور.


اینم بگم که با خوردن قرصهای گیاهی «BALDRIAN» حال روحیم بهتر از پیش شده ولی هنوز خوب خوب نشدم و احتیاج به آرامش دارم ولی اگر پیداش کردی یا دیدیش، آدرس من رو هم بهش بده. ولی برای مثانه نگران نیستم چون پس از شیمی درمانی که چند سال پیش داشتم این مسئله تقریبن برام عادی شده هر چند که اذیتم میکنه.


راستی از SMS های زیبایت که برای تغییر روحیه من بود بسیار سپاسگذارم.


در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی… تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو:


تنها اومدم بگم حوصله ندارم.


Ghasedak az zire Noore,aftab.jpg


همین


تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو:


روز ۲۷ خرداد زاد روز دختر بزرگ من است.


Torte15.jpg


که با توجه یه علاقه اش به بازی های تیم ملی ایران در جام جهانی امروز همراه دوستانش به فرانکفورت رفتند.


طراوت جان دختر گلم، مامان خیلی دوستت داره نازنینم. به امید تندرستی و پیروزی ات در تمام مراحل زندگی، زاد روزت را شاد باش میگویم.


امیدوارم در زندگی همیشه پیروز باشی و همیشه احساس موفقیت و شادکامی داشته باشی. که به دلیل بودن تو وخواهر گلت من زنده و روی پا هستم.


***************


در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی… تا درودی دگر بدرود.

Read Full Post »

درود بر تو:

با اینکه زیاد خوب نمیتونم راه برم و بیشتر مینشینم، با توجه به دل تنگی هایم پس از بازگشت از میهن و و و ولی حال آپدیت کردن ندارم. بخصوص با این اخبار جور و واجوری که در میهن میگذرد.

164962295_208f3d188a_m.jpg

در نتیجه رو به خوندن کتابهای داستانی که از نمایشگاه کتاب دوست گلم برایم خرید و شعر از شمس تبریز و مولانا آوردم، بله میدونم میخواستم از سفرم برات بنویسم ولی باور کن حالم زیاد خوب نیست. همونجوری که گفتم بسیار دلتنگ از بازگشت هستم. البته تو دوست نیکم مرا از اس ام اس های پر مهرت لبریز از محبت نمودی ولی دلم تنگ شده، تنگِ، تنگ…

آخه میدونی پیش از اینکه بیام دوستان و آشنایانی که بار اول پس از سالها به ایران رفته بودند، به من میگفتند که برگردی خیلی افسرده میشی ها، ولی من بی توجه به حرفشون و لبالب از شوق دیدار یار نازنینم، اهمیتی به حرفهاشون نشون نمیدادم و میگفتم خوب دل تنگ شدم باز میرم مشکلی نداره که…

164962298_0f3852ed36_m.jpg

درسته که دوباره میخام بیام ولی اینجاش رو نخونده بودم که پس از باز گشتم اینجوری بیوفتم و پاهام مانند چماق بشن و توان ۲ قدم راه رفتن رو نداشته باشم!!!

البته رفتم دکتر و ایشون گفتن که این حالت به دلیل تغییر سریع آب و هوا پیش میاد و پیش از رفتن دوباره به میهنت باز هم باید بیایی تا کورتیزون تزریق کنم. البته اینش خیالی نیست که کورتیزون(کورتون) بگیرم ولی میخام همین حالا اونجا می بودم.

به قول رضا صادقی: دلم برات تنگ شده جونم… میخام ببینمت نمیتونم…

sasasasasasasa

159300954_a70bfe0fb7_m.jpg

ما بسته بدیم و بند دیگر آمد بی دل شده و نژند دیگر آمد

در حلقهء زلف او گرفتار بدیم در گردن ما کمند دیگر آمد

دیوان شمس تبریزی

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی…. تا درودی دگر بدرود.

(بیشتر…)

Read Full Post »

Older Posts »