Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژانویه 2008

درود بر تو :


امروز برای من موردی پیش آمد که به این فکر افتادم تا از تلخ بودن حقیقت در میان انسانها بنویسم. فهمیدم که حقیقت را نتوان گفت چون هیچ کس طاقت شنیدن راستگوئی ندارد.


SmileyCentral.com خوب باید دید حرفی که طرف مقابل به شما می گوید چرا برایت تلخ است!؟


آیا جز یک حقیقت بارز است؟ چرا به اشتباهاتی که در زندگی انجام میدهیم با چشم باز نگاه نمیکنیم!


مثلن چقدر از پسرهای ایرانی امروزه روز را دیدی که با دوست دخترشون پس از گذشت چند سال از دوستیشون، ازدواج کرده اند!؟


من میدونم دلیلش چیست، زیرا به دست نیافته ای دست یافته اند و این در ایران رسم نیست، بله آنجا کشور گل و بلبل است. از شنیدن حرف حق من ناراحت شدی!؟ حرفم زشت بود؟ خوب تو دختره را دست مالی کردی و الان که درس و سربازیت تموم شده میخاهی با یک دختر باکره و آفتاب مهتاب ندیده ازدواج کنی عزیزم.!!!لابد دختر خوبی نبوده!


 چشمهایتان را شما را به خدا بشوئید.


اینرا خوب میدونم که مردم عادت به شنیدن ناگفته ها ندارند، بله اینکه تو حرف راست بهشون بگی و ناگفته ای را فاش کنی، خوششون نمیاد. چرا باید همیشه در لفافه حرف زد؟ من آدمی هستم که از هیچکس ترس ندارم و حرفم را بدون خود سانسوری راحت بیان میکنم.


آیا راز مگو باید همیشه در دلت بماند. خوب طرف خوشش نمیاد حقایق را بهش بگی جونم!!!


در پناه ایزد نیکی و راستی ها پایدار بمانید… بدرود.

Advertisements

Read Full Post »

  درود بر تو :


   این متن را در جایی خواندم که به حقیقت وجودیِ انسانها خیلی ربط دارد. بله مثلن خود من وقتی شادم از شوق، گریه میکنم و یا به هنگام ناراحتی و بیشتر مواقع دلتنگی برای عشقم «دریای خزر» وقتی عکسهایی که باهاش یا در کنارش انداخته ام را میبینم، یه دل سیر گریه میکنم. (خیلی دل تنگشم آخه)


3071897.jpg



ما گريه كرده‌ايم، اما آيا مي‌دانيد كه اشك ريختن مي‌تواند چقدر براي روح و جسم ما مفيد باشد؟همه حتماً تعجب مي‌كنيد البته فراموش نكنيد اشك ريختن ممكن است از طريق محرك‌هاي بسياري ايجاد شود اما آنچه كه ما در اين بحث مي‌خواهيم مطرح كنيم اشك ريختن به واسطه تحريك احساسات است.



محققان عقيده دارند گريه و خنده هر دو ريشه در يك بخش از مغز دارند و همان‌طور كه خنده فوايد زيادي براي بدن دارد كه مي‌توان از آنها به پايين آوردن فشار خون، افزايش قدرت ايمني بدن و بهبود حالت روحي اشاره كرد گريه نيز خواص مشابهي دارد.



متخصصان مغز و اعصاب كه روي گريه تحقيقات زيادي انجام داده‌اند مي‌گويند گريه مي‌تواند براثر هر محرك بيروني مانند شنيدن يك موسيقي، تماشاي يك فيلم يا محرك دروني مثل يادآوري خاطرات تلخ و يا هر چيز ديگري ايجاد شود اما آنچه اهميت دارد اين است كه بدين ترتيب تخليه احساسي كه بسيار ضروري است انجام مي‌گيرد.



بايد بدانيد كه به طور عادي زنان ۴ برابر بيشتر از مردان گريه مي‌كنند و بررسي‌هاي انجام شده نشان داده است كه ۸۵درصد از زنان و ۷۲ درصد از مردان پس از گريه احساس بهتري دارند.



همچنين يكي از تأثيرات اجتماعي گريه نيز اين است كه وقتي ما گريه مي‌كنيم اطرافيان نرمش و انعطاف پذيري بيشتري نشان داده و تمايل به حمايت بيشتري از ما پيدا مي‌كنند. نكته‌اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه گاهي اوقات گريه كردن بسياري از مسائل نهفته احساسي را آشكار مي‌كند.



به عبارت ديگر گاهي اوقات ما تا گريه نكنيم نمي‌دانيم كه ناراحت هستيم. به قول نويسنده كتاب «راز اشك‌ها» ما از طريق گريه كردن درباره احساسات خود بيشتر مي‌آموزيم و بدين ترتيب مي‌توانيم با اين احساسات كنار بياييیم.
شايد برايتان اتفاق افتاده باشد كه درست وقتي كه حالتان به‌ظاهر خوب است با كوچك‌ترين اشاره و بهتر بگويم با جرقه‌اي به گريه مي‌افتيد، اين همان آشكار كردن احساسات نهفته است، يعني امكان دارد شما در اعماق قلب خود احساس تنهايي، ناراحتي، عصبانيت، يأس و طرد شدگي كنيد اما به آنها اهميت ندهيد تا اين كه انباشته شود و بالاخره در جايي بروز كند.



نكته ديگر اين است كه همان‌طور كه اشك ريختن و تخليه احساسي مفيد است انباشته كردن خشم و ناراحتي و نگاه داشتن اشك هم مضر است. مطالعات نشان داده است كه انباشت احساسات منفي موجب افزايش فشار خون، مشكلات قلبي، سرطان و بسياري از عوارض ديگر مي‌شود.به ياد داشته باشيد كه ما از نظر طبيعي و ژنتيكي بايد در مواردي اشك بريزيم. پس اگر بخواهيم جلوي آن را بگيريم ضربات جبران‌ناپذيري به سلامت خود وارد مي‌كنيم.



حتماً تا به حال با افرادي كه عزيزي را از دست داده‌اند اما سعي كرده‌اند كه گريه نكنند روبه‌رو شده‌ايد. چنين افرادي پس از مدتي مبتلا به انواع اختلالات جسمي و روحي خواهند شد چرا كه به تعبير روانشناسان به‌موقع سوگواري نكرده‌اند و اين احساسات جمع شده و از آنجايي كه راه تخليه و بروز نداشته‌اند مانند يك ديگ زودپز عمل كرده و با انفجار خود روح و جسم خود را ويران كرده‌اند.



اگر از نظر شيميايي هم به مسئله نگاه كنيم مواد تشكيل دهنده اشكي كه به واسطه بروز احساسات جاري شده با اشكي كه تحريكات فيزيكي مانند خارش و يا پياز ايجاد شده تفاوت دارد.


Resize%20of%202986346-md010.jpg


« ببین اشک آسمون بر روی سیم خار دار یخ زده»



اشكي كه منشاء احساس دارد حاوي پروتئين بيشتري است و مقداري كورتيزول هم دارد (كورتيزول هورموني است كه در شرايط بحراني و توأم با استرس در بدن ترشح مي‌شود). پس اين قضيه نشان مي‌دهد كه اشك ريختن در چنين مواقعي موجب سم زدايي از بدن مي‌شود. برخي از روانشناسان اشك را به كريستال‌هاي يخ تشبيه مي‌كنند كه در تماس با گرماي زندگي آب شده و مانند رود از چشم‌ها سرازير مي‌شوند.



اين نكته نيز لازم به ذكر است كه وقتي اشك‌هاي ما منشاء ناراحتي يا درد دارند بدن احساس به تماس فيزيكي پيدا مي‌كند. براي مثال وقتي فرزندان گريه مي‌كنند و والدين آنها را در آغوش مي‌گيرند زودتر آرام مي‌شوند و اين تأثير وقتي شدت مي‌گيرد كه اين در آغوش گرفتن همراه با احساس همدردي و محبت باشد.



اين يك حالت اثبات شده طبيعي است كه با رعايت آن روند تخليه احساسات زودتر و راحت‌تر سپري مي‌شود. به‌علاوه آنجا كه چشم‌ها پنجره‌اي رو به قلب انسان هستند، اشك‌هاي ما نيز كه از چشمان‌مان سرازير مي‌شود نشانگر حالت ناآرامي‌، ترس، نگراني، خشم و آسيب‌پذيري روح ما هستند.



پس بياييد از حالا سعي كنيم بر گريه و اشك واقع‌بينانه نگاه كنيم و اين تصور اشتباه كه هر فردي كه قوي باشد تحت هيچ شرايطي اشك نمي ريزد را كنار بگذاريم زيرا بدن و روح ما به‌طور طبيعي با مسائل و مشكلاتي روبه‌رو مي‌شود كه نياز به تخليه و اشك ريختن دارد.


heart.jpg heart.jpg heart.jpg heart.jpg heart.jpg heart.jpg heart.jpg


و من خوشحالم که از اولش هم اونجوری که بهم می گفتند اشکش در مشکشه و اینا  نبودم و رفتارم کاملن نرمال بود. چون از احساسات بالایی برخوردار بودن، خیلی باعث زجر کشیدنم میشد. البته جای آن دارد بگویم اگر اینگونه نبودم به این بیماری لعنتی گرفتار نمیشدم اگر برای هر مسئله کوچکی غصه نمیخوردم و به دل  نمیگرفتمش، شـــــــاید اینجوری نمیشدم!!! (شاید را کاشتند در نیومد…)


خلاصه گریه ات آمد بگری تا دلت راحت و آروم بگیرد. از هر مسئلهء بی ارزشی ناراحت نشو. خاطرات تلخ را فراموش کن و به احساساتت همیشه غالب باش و در آخر تلاش کن همیشه نیمه پر لیوان را ببینی و شاد باشی . happy.gif


در پناه یزدان تندرست ، شاد و پیروز زیوی… بدرود.

Read Full Post »

 درود بر تو :


زمستان هم زمستانهای قدیم. میون بلوار های اینجا گلهای نرگس کاشتند که نشانه ای از آغاز بهار است و حالا هوای اینجا اینقدر بهاری شده که نارسیس ها هم در آمدند. یادش خوش باد زمانی که ایران بودم گل فروشانی سر هر چهار راه بودند که گل نرگس را در بسته بندی تقدیم میکردند(می فروختند)…


هر چه ميخواهي آرزو کن



هر جايي که ميخواهي برو



هر چه که ميخواهي باش



چون فقط يکبار زندگي ميکني



و براي آنچه ميخواهي



تنها يک شانس داري


narsiss-carlton-70603.jpg 


نصایح یا یادآوری موضوعات ساده ولی پیچ در پیچ زندگی:



درِ شادی بسته می شود، در دیگری باز


ولی ما اینقدر به در بسته شده


خیره می مانیم


و دری که برایمان باز شده را نمی بینیم


****


گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ میشود


که میخاهید او را از رویاهایتان


بیرون بیاورید و در آغوش بگیرید 


Resize%20of%20narsiss-med-citronfjaril0.jpg


«پروانه ای زرد رنگ رفته میون گل تا شهدش را بچشد»


*****


به دنبال ظواهر نرو، شاید فریب بخوری


به دنبال ثروت نرو، این هم ماندنی نیست


به دنبال کسی باش که به لبانت لبخند بنشاند


چون فقط یک لبخند می توانی شب سیاه را نورانی کند


کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند


****


خوب است آنقدر شادی داشته باشی که دوست داشتنی باشی


آنقدر ورزش کنی که نیرومند باشی


آنقدر غم داشته باشی که انسان باقی بمانی


و آنقدر امید داشته باشی که شادمان باشی


*****


شاد ترین مردم لزومن بهترین چیز ها را ندارند


بلکه از هر چه سر راهشان قرار میگیرد


بهترین استفاده را می کنند


*****


همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای


فراموش شده بنا می شود


تا غمها و اشتباهات گذشته را رها نکنی


نمیتوانی در زندگی پیشرفت کنی


****


سالها را نشمار


خاطرات را بشمار


***


این حرفها ها یا گوشزد یا نصیحت ها در زندگی من خیلی تاثیر گذار بوده است . میدونم که حتمن اگر سخت گیر تر بودم امروز این روحیه مثبت را نداشتم.


10 بهمن «جشن سَدِه» خجسته باد !!!


به نوشتاری از دوست نیکم «کیوان» نازنین، در مورد جشن سَــدِه نگاهی بینداز.


در پناه یزدان تندرست شاد و پیروز زیوی… بدرود. 

Read Full Post »

درود بر تو :


و موهایم را مانند لیلا فروهر کردم. بهم میگن موهای یلوند بهت خیلی میاد و منم پس از چند سال موی تیره داشتن، تصمیم گرفتم تا روشنش کنم، البته چون نمیتونم از خانه بیرون و به آرایشگاه بروم، یکی از دوستان گلم زحمت کشید و به منزل ما آمد و من را به خواسته ام رساند. دستت درد نکنه دوست جونم اینا  



 امروز با دکترم آقای دکتر «آل یاسین» تلفنی حرف زدم. ایشون مانند همیشه که انرژی مثبت را به بنده از راه دور تزریق میکنند، بودند. گفتم سرگیجه اَمونم را بریده و از انجام خیلی کار ها معذورم! ایشون داروی جدیدی را به من گفتند و من به داروخانه سفارش دادم و چند ساعت بعد  آماده شد و آقای همسر به منزل آوردند و میل نمودم . تا هفته دیگر ببینیم چه پیش میاید…


میدونی باید به خودم خیلی زحمت بدهم تا این تندرستی که ازم فرار کرده را باز به دست بیاورم. خیلی از کارهای ساده که یک نفر آدم تندرست انجامش میدهد را ازش وا موندم!؟ ولی خدا بزرگه و فرشته خوبی مانند دکتر نیکم را جلوی راه من آورده تا باز هم روز هایی پر از تندرستی را شاهد باشم.


 دلم بیشتر برای آقای همسر که زحمت اصلی من روی دوششون است می سوزد و نگران  فرزندانم و مادر و پدر و دیگر افراد خانوده ام هستم که با دیدن من و وضعیتم از قیافه هاشون غصه میباره، هر چند که به روی خودشون نمیاورند!!! ولی این هم راهیست که در زندگی من پیدا شده و باید به خوبی و خوشی و یدون فکر و خیال تمومش کنم تا به تندرستیم برسم که مثل روز برایم روشن است که به زودی این راه به پایان می رسد.    


به امید داشتن روزهایی بهتر از دیروز برای همه آدمهای روی زمین  تندرست و بیمار، همه مون، همه…


در پناه یزدان یکتا تندرست ، شاد و پیروز زیوی… بدرود.

Read Full Post »

 درود بر تو :


در اینجا  با نام آقای» اسماعیل فصیح» آشنا شدم. نویسنده اینجور آغاز کرده بود:


  سالها پیش دوستی سفارش کرد رمان «ثریا در اغما» نوشته اسماعیل فصیح را بخوانم. می‌دانست داستانهای ایرانی را دوست نمی‌دارم، می‌گفت این را دوست خواهی داشت، داشتم

اول این که به نظرم رسید تنها داستان نویس ایرانی است که فقط داستان می‌نویسد، بدون ژست و ادا و بدون اطوارهای روشنفکری. بعد دیدم در این رمان، به خصوص، چنان قشنگ حرف دل من را باز کرده که لذت بردم، این که دوست نمی‌دارم روشنفکرنماهایی را که لیوان آبجو به دست در پابهای فرنگستان می‌نشینند و ایران ایران سر می‌دهند…


 


نوشته بودند که ایشون چقدر برای نوشتن و چاپ کتاب در ایران زحمت می کشند.


به آرش که آنلاین بود، نام ایشون را گفتم و گفت می شنادشون و تمام کتابهای ایشون را در کتابخانه اش دارد.


من مشتاق تر به آشنا شدن با این نویسنده که از نام نیکی هم در میهنم برخوردار هستند شدم، و در سایت های جستجو گر دنبالشو گشتم.


ولی متوجه شدم بر اثر بیماری قلبی و سکته ای در بیمارستان بودند، تشخیص غلط اورژانس حال فصیح را وخیم تر کرد / هوشیاری فصیح در سطح متوسط است


پریچهر عدالت – همسر فصیح – درمورد علت بروز سکته مغزی وی به خبرنگار مهر گفت : فصیح خیلی کار می کرد. صبح روز چهارشنبه هفته گذشته وقتی از خواب بیدار شد نمی توانست صحبت کند. ما هم با اورژانس تماس گرفتیم و آنها گفتند قند خونش پائین آمده. با تزریق قند حال ایشان بدتر شد و در نهایت به بیمارستان منتقلش کردیم و پزشک معالج وی اعلام کرد که او خونریزی مغزی کرده است .


خوب خیلی ناراحت شدم و از سوی دیگر خوشحال که ایشون از آن حمله جان سالم به در بردند.


در صدد این بر آمدم که از کتابهای ایشون این بار که به نمایشگاه کتاب رفتم، تهیه کنم. ولی اون زمان خیلی دور بود، البته آرش طفلی گفت اگر بخواهی کتاب های ایشون را بخونی من برایت می فرستم«سپاس آرش جان ار محبتت» ولی من قبول نکردم.


آخه یکی از دوستان گلم کتابی برای «رژیم غذایی با توجه به گروه خونی» که لازم داشتم را برایم تهیه کرده بود و زحمت کتابی از آقای»فصیح» را هم طی تماس تلفنی به ایشون واگذار کردم.((دوستان با محبت همینند دیگر))


نمیدونم آیا تو هم ایشون را میشناسی یا نه! ولی اینجور که من در اینترنت خواندم باید نوشتار ایشون خیلی زیبا و گویا باشد.


در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی… بدرود. 

Read Full Post »

 درود بر تو :


 این خبر امروز من را خیلی متعجب کرد:


شرکتهای GENPETS اقدام به تولید عروسکهای زنده کرده است . این شرکت به کمک مهندسی زیستی و اصلاح ودستکاری DNA ، اقدام به تولید پستانداران زنده کرده است . این موجود زنده در 7 شخصیت مختلف تولید گردیده است .
این حیوانات با القای خواب زمستانی درآنها در بسته بندیهای ویژه ای عرضه میگردند. بسته بندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان ، چراغ های LED که درجه تازگی حیوان را نشان میدهد ، دارای سیستم(IV) که حیوان توسط یک لوله باریک تغذیه میگردد، میباشد عمر این حیوانات یک تا سه سال است ، وپس از خارج شدن از بسته بندی خواب زمستانی سروصدای کمی داشته وبا کودکان وانسان سریع انس میگیرند. 


 Resize%20of%20photo06.jpg


اين عروسك يك پستاندار عقيم شده است كه به كمك علم مهندسي ژنتيك ساخته شده. تركيبي از ژنهاي خرگوش ، شامپانزه و خوك. با استفاده از القاي خواب زمستاني ، در جعبه نگهداري ميشه و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي اون رو نشون ميده. در دو مُدل يكي با طولعمر يكسال و يكي با طولعمر سهسال ساخته شده.  در هفت مدل  پهلوان( قرمز) ، ماجراجو(نارنجي) ، شاد(زرد) ، آروم(سبز) ، متين(آبي) ، روحاني(بنفش) ساخته شدهان. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته است.


 Resize%20of%20photo13m.jpg
اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشه. مدفوع بسيار مختصري داره و به غذاي كمي احتياج داره. قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اون از اين بزرگتر نميشه. كاملاً درد رو حس ميكنه ولي نميتونه اصوات بلند توليد كنه. داري خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار ميشه و چشمهاش رو باز ميكنه …


Resize%20of%20Resize%20of%20photo09m.jpg


امان از این آدم ۲پا…!!!


تا درودی دگر بدرود…

Read Full Post »

بالاخره کدامشان!؟

 درود بر تو :


یک بوم و ۲ هوا اینجا به خوبی دیده میشود:


Resize%20of%20189914070.jpgبالاخره چی؟


کدامش برای تو جوان  ایرانی مقدس است!؟


چی داری گوش میدی؟منتظر کی هستی بهت زنگ بزنه؟


شاید پاسخ اینهمه بگیر و ببند بهتر از این نباشد! 


«البته فکر کنم این عکس مال پارسال باشه»


من با هیچکدام از مواردی که این جوان دارد مخالفتی ندارم.


 ولی پسر جون اگر بگیرنت که موهات چرا بلنده؟ خط ریشت مدل داره، این چه ریش پروفسوری ایه، اون هِد ست تو گوشت چیه؟… دیگه هیچکس نمیتونه در این حسین پارتی به دادت برسه که!!


این بگیر بگیر های امروزی ایران من را یاد سالهای نوجوانی خودم و برادرم می اندازه، روزی نبود که ما بیرون بریم و مورد سوال مدد کارانِ از ما بهترون قرار نگیریم و این گردش یا کوه یا بازار صفویه یا پارک یا… کوفتمون نمیشد. موهای بلند برادرم و مدل شلوار و لباسش همیشه مواردی بود که به خاطرش دستگیر میشد، من هم چون خیلی شیک پوش بودم و عمرن این زینب کوماندو ها تو خوابشونم چنین مدل مانتو های شیک و روسری هایی که خودم بر رویش گلدوزی میکردم را هم نمی دیدند.


 


Roze%20dar%20barf.jpg


این خاطرات من از سالهای ۶۲ تا ۶۴ است. در آنزمان  اوضاع ایران خیلی با امروز فرق داشت، جنگ بود و مردم توی یک حال و هوای دیگری بودند. اصلن با الان هیچ شباهتی نداشت.مردم اون وقتها خیلی با امروزی ها و مشکلات حالاییشون فرق داشتند…. از این بیشتر نمیگم، چون اینجوری خیلی بهتره، شاید کسی ازم دلخور بشه!!!


کافه گلاسه با طعم عاشورا را نیز بخوان…


 شاید این عکس دلیلی شد برای اینکه کمی در مورد خاطراتم  بنویسم. در این سرما باید همیشه گرم باشید تا (سرما) بر شما پیروز نیاید.


در پناه یزدان تندرست، گرم و پیروز زیوی… بدرود.

Read Full Post »

Older Posts »